« پژوهشی دربارهی عروض در زبان کردی »
لطیف سلطانی
...........................................
کردها به سببی که بر ما پنهان است حروف ویژهی عربی را مثل خود اعراب تلفظ می کنند و این عجیب است.
سبک شناسی استاد بهار- جلد اول- صفحهی 195 پاراگراف 2
...........................................................
درشعر لهجههای زبان کردی کیفیت هجا دخالتی ندارد،درواقع همهی اوزانی که تاکنون در زبان پهلوی یافت شده بر این مبنا استوار است.
وزن شعر فارسی- دکتر خانلری-صفحهی 47 – پاراگراف 3
..........................................................
طبق نظر تنی چند از استادان زبانشناس در میان زبانهای هندو اروپایی تنها دو زبان را می توان یافت که صورت ملفوظ کلمات با شکل مکتوب آنها همسان و برابر است و این دو زبان عبارتند از آلمانی و کردی.
..........................................................
استاد بهار در جلد اول سبک شناسی خود می گوید: بعضی از مخرجها و مصوتهایی که در فارسی از آن به عنوان مجهول نام می برند و در فارسی امروز رواج ندارند، در زبان کردی محفوظ و مستعمل می باشند استاد بهار برای مثال فقط از مصوت ( ۆ ) آنهم بدون علامت( v ) نام می برند،در حالی که آشنایان به زبان کردی می دانند مصوتهای(ۆ – ێ - ﻪ )و بسیاری از مصوتهای مرکب دیگر که در فارسی مجهول خوانده می شوند در کردی هنوز زندهاند، اما متاسفانه نه تنها استادان زبان فارسی استادان کرد زبان ادبیات فارسی نیز کمترین توجهی به زبان و ادبیات غنی کردی نمی کنند،و همین عدم توجه و بی مهری باعث شده است که در عروض فارسی با اشکالاتی روبرو شوند و به هنگام تنگ دیدن قافیه و برای رسیدن به وزن مطلوب دست به دامان اختیارات شاعری بزنند و با پینه و وصله کردنهای بیجا و بی مورد وزن مورد نظر را به دست آورند. ما اگر تلفظ درست واکهایی را که در فارسی از آنها به عنوان مجهول یاد می کنند در زبان کردی یاد بگیریم، می توانیم بسیاری از کج رویهار را که در زیر لوای اختیارات شاعری بر شعر زیبای فارسی تحمحل می کنیم اصلاح نموده و وزن دقیق شعر را به دست آوریم.
برای مثال به تقطیع شعری از بابا طاهر توجه کنید:
دلی دارم چو مرغ پا شکسته چو کشتی بر لب دریا نشسته
تقطیع به شیوهی فارسی:
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11
ِد لی دا ُرم ُچ ُمر ِغ پا ِش کس ِت
U - - - U - U - U - U
-
ُچ کش تی بر ل ب در یا ن شس ت
U - - - U U - - U - U
-
مفاعیلن مفاعیلن فعولن ( هزج مسدس محذوف )
اختیارات:
1- مصراع اول هجای 7 تبدیل هجای کوتاه به بلند ( زبانی ) در حالی که غی درست نیست غێ درست است.
2- مصراع اول هجای 11 تبدیل هجای کوتاه به بلند (وزنی )
3- مصراع 2 هجای 6 تبدیل کوتاه به بلند ( زبانی )
4- مصراع 2 هجای 11 تبدیل کوتاه به بلند ( وزنی )
...............................................
تقطیع به شیوهی کردی:
که از هیچ گونه اختیاراتی استفاده نشده است.
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11
ِد لی دا روم ُچ مور غێ پا ِش کهس ِت
U - - - U - _ - U - -
ُچ کهش تی بهر له بێ دهر یا ن شهس ت
U - - - U _ - - U - -
طبق قاعده هجای آخر مصراع اگر کوتاه باشد بلند به حساب آید.
............................................................
واکههای( مصوتهای ) خفیف پنهان در زبان کردی:
بنا به تعریف هجا دومین واک هر هجا باید واکهای کوتاه یا بلند باشد، پس در کلماتی مثل ( دڵ – من – گڵ – گڕ و.... ) که ظاهرا پس از همخوان(صامت) آغازین مصوتی وجود ندارد اما در اصل با کمک ابزار آوانگار و علم فونتیک مشخص می گردد که چنین واژههایی از 3 واک تشکیل شده است که دومین واک آنها واکهای خفیف است که در فارسی امروز استفاده نمی شود اما در کردی موجود و رایج است و در زبان ایران باستان نیز هم بوده است که خود استاد بهار هم در سبک شناسی اذعان می دارد که واکههایی در کردی وجود دارد که فارسی امروز فاقد آن است و از آنها به عنوان واکههای مجهول نام می برد.
در الفبای کردی عربی برای برای دومین واکهی کلماتی مثل (دڵ، ژن، گڕ ، .... ) علامتی وجود ندارد اما در الفبار کردی لاتین علامت i برای آن تعیین شده است .
دڵ = dill گڕ= girr ژن= jin
...........................................................
واکههای ۆ – ێ که استاد بهار آنهارا جزو واکههای مجهول زبان فارسی می داند در کردی رایج است اما قرنهاست که در زبان کردی این واکههارا کوتاه به حساب می آورند ولی آوانگار و نیروی شنیدار بهترین معیار برای بلند بودن این واکههاست برای مثال:
الف: شڕ – شێر – شیر
ب: گوڵ – سۆڵ – سوور
چون در زبان کردی واکهی کوتاه ⁄ e کمتر رواج دارد لذا برای مشخص نمودن دامنهی واکههای ردیف اول واکه کوتاه ⁄ e را در حرف اضافهی فارسی ( به be )معیار قرار می دهیم هم از طریق آوانگار و هم به کمک نیروی شنیداری متوجه می شویم که امتداد مصوت ێ در واژهی شێر با امتداد واکهی e در حرف اضافهی به متفاوت است و طول واکهی ێ از e بیشتر است پس واکهی ێ را بلند به حساب می آوریم.
در واژههای ردیف دوم نیز تفاوت امتداد واکه در هر واژه به خوبی محرز است .
بێ= cvv سۆ= cvv
..........................................................
مصوتهای مرکب در کردی:( مصوتهای مرکب از 2 واکه )
بر خلاف فارسی که فقط در چند واژهی محدود مثل ( َدو ) از دویدن و َجو ( جویدن ) َنو – َرو استفاده می شود در زبان کردی مصوتهای مرکب از تنوع زیادی برخوردار است که همه معادل هجای بلند می باشند = خهو، شهو ، کهو ، چاو ، ناو، ڕاو، خوی، نوێ، خوا، سێو، نێو و.....
.......................................................
اکنون تقطیع مقطعهای دو غزل از حافظ و وهفایی به دو شیوهی فارسی و کردی:
ای فروغ ماه حسن از روی رخسان شما
آبروی خوبی از چاه زنخدان شما
تقطیع به شیوهی فارسی:
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15
ای ف رو غ ما ھ حس نز رو ی رخ شا ن ش ما
- U - U - U - - - U - - U U -
- -
آ ب رو ی خو بی از چا ھ ز نخ دا ن ش ما
- U - U - - - - U U - - U U -
- U - -
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن ( رمل مثمن محذوف )
اختیارات( ضروریات ):
1- در مصراع اول هجای 4 تبدیل هجای کوتاه به بلند.
2- در مصراع اول هجای 8 حذف همزه.
3- در هجای 13 تبدیل کوتاه به بلند.
4- در هجای 6 مصراح 2 تبدیل بلند به کوتاه.
5- در هجای 9 مصراع 2 تبدیل کوتاه به بلند.
توجه: بیشتر اختیارات فوق ساخته و پرداختهی عروضیان فارس زبان است که هیچگاه حاضر به کاوش در زبان و ادبیات کردی نبودهاند و در نتیجه از شناخت صحیح واکههای زبان مادری خود به دور بوده و با استفادهی نابجا از اختیارات ساهکار بی بدیل و کلاسیک زبان خود را به فراموشی سپردهاند.
............................
تقطیع به شیوهی کردی:
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15
ئهی ف روو غێ ما ھ حوس نهز روو ی رهخ شا نێ شو ما
- U - - - U - - - U - - - U -
ئا ب روو یێ خوو بی ئهز چا ھ زه نهخ دا نێ شو ما
- U - - - - - - U U - - - U -
U -
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن ( رمل مثمن محذوف )
اختیارات( ضروریات ):
1- در هجای 6 مصراع دوم تبدیل هجای بلند به کوتاه ( زبانی )
2- در هجای 9 مصراع دوم تبدیل کوتاه به بلند( زبانی )
.......................................................
از وهفایی در همان بحر و وزن حافظ:
گهردشی چاوت قهراری، ئاشقی مسکین دهبا
ساحری چاو بهسته ئارێ، دڵ دهکێشێ دین دهبا
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15
گهر د شی چا وت قه را ری ئا ش قی مس کین ده با
- U - - - U - - - U - - - U -
سا ح ری چاو بهس ته ئا رێ دڵ ده کێ شێ دین ده با
- U - - - U - - - U - - - U -
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن ( رمل مثمن محذوف )
از هیچ گونه اختیاراتی استفاده نشده است.
استفاده نکردن از اختیارات در بیت وفایی که هموزن بیت حافظ است دلیل بر رجحان وفایی بر حافظ نیست،بلکهبه علت به فراموشی سپردن واکههایی است که امروزه در فارسی به عنوان واکههای مجهول از آنها یاد می کنند و در زبان کردی زنده و رایج اند و خطا از قواعد عروض فنی فارسی است نه از حافظ.
............................................................
شعر زیررا می توان اولین شعر بهدست آمدهی مکتوب به زبان کردی دانست که مربوط به قرون اولیهی اسلام است، این قطعه شعر بر روی قطعه پوستی در شهر سلیمانیه در سال 1921 میلادی کشف شده است و شاعر آن نامشخص است.در این شعر به حملهی عرب و ویران کردن آتشکدهها و به اسارت گرفتن زنان و دختران اشاره شده است.
این شعر دروزن دوری و بحر مقتضب سروده شده است بر وزن:
مفعولا ُت مستفعلن َفَعل ( مقتضب مسدس مجبوب )
هورموزگان ڕمان، ئاتران کوژان
وێشان شاردهوه ،گهوره گهورهکان
زۆرکاری ئارهب، کردنه خاپوور
گنایی پاڵه، ههتا شارهزوور
شهن و کهنیکا ،وه دیل بشیا
مهردئازاتلی، وه ڕووی هونیا
ڕهوشتی زهڕدهشت ،مانووه بێ کهس
بزیکا نیکا ،(هورمزد) وه هیچ کهس
نکته:در وزن دوری تعداد هجاهای هر مصراع زوج می باشد پس تعداد هجاها در هر نیم مصراع باید فرد باشد. و هرگاه هجای کشیده درپایان نیم مصراع قرار گیرد تبدیل به هجای بلند می شود.
تقطیع بیت اول:
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10
هور موز گان ڕ مان ، ئا ت ران کو ژان
- - - U - - U - U -
وێ شان شار ده وه ، گهو ره گهو ره کان
- - - U U - U - U -
-
اختیارات: تنها در هجای پنجم مصراع دوم هجای کوتاه به بلند تبدیل شده است.
.......................................................
تقطیع چند بیت کردی:
از ناری( کاکه حهمهی مهریوانی):
نهفهس سهمتووره سینهم سازو دڵ نهی
حهکایهت خوانی دووری تۆن پهیاپهی
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11
نه فهس سهم توو ره سی نهم سا زو دڵ نهی
U - - - U - - - U - -
حه کا یهت خوا نی دوو ری تون په یا پهی
U - - - - - - - U - -
U
مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل ( هزج مسدس محذوف )
اختیار در هجای 5 مصراع دوم
از سالم: در وزن دوری
ساقی له پهرد دهرهات، جامی شهرابی هێنا
دڵ خیره ما له حیرهت، مهھ ئافتابی هێنا
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14
سا قی له پهر ده دهر هات جا می شه را بی هێ نا
- - U - U - - - - U - - - -
U
دڵ خی ره ما له حی رهت مهھ ئا ف تا بی هێ نا
- - U - U - - - - U - - - -
U
مضارع مثمن اخرب( مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن )
اختیار زبانی در هجای 12 هر دو مصراع تبدیل بلند به کوتاه
.......................................................
از نالی: وزن دوری
دهستم له گهردنی خۆت ،ههڵمهگره ئهی حهبیبه
وهبزانه خوێنی خۆمه، یا مننهتی ڕهقیبه
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14
دهس تم له گهر د نی خوت ههڵ مهگ ره ئهی حه بی به
- - U - U - - - - U - U - -
وهب زا نه خوێ نی خۆ مه یا من نه تی ڕه قی به
- - U - - - - - - U - U - -
U
مضارع مثمن اخرب(مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن)
اختیار زبانی در هجای 5 مصراع دوم تبدیل بلند به کوتاه
سهری کوڵمت له نێو زوڵفی سیادا
ئیشارێکه لهنووری شهوچرادا
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11
سه ری کوڵ مت له نێو زوڵ فی س یا دا
U - - - U - - - U - -
ئی شا رێ که له نوو ری شهو چ را دا
U - - U U - - - U - -
-
هزج مسدس محذوف( مفاعیلن مفاعیلن فعولن)
اختیار زبانی در هجای چهارم مصراع دوم
...........................................................
از ملای جزیری (وزن دوری):
جاما ژ دهست شاهد، ژهنگی ژ دل دهشووتن
پیری موغان ژ ڕهندان وهھ وهھ دکر روایهت
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14
جا ما ژ دهس ت شا هد ژهن گی ژ دل ده شوو تن
- - U - U - - - - U - U - -
پی ری مو غان ژ رهن دان وهھ وهھ د کر ره وا یهت
- - U - U - - - - U - U - -
مضارع مثمن اخرب(مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن)
هیچگونه اختیاری استفاده نشده است.
.........................................................
منابع مورد استفادە: مقدمهای بر عروض فنی در زبان کردی ( اکرام صالحی)
نوای شعر فارسی(قافیه و عروض) دکتر علی ُرخزادی
آشنایی با عروض وقافیە دکتر سیروس شمیسا
كرماشانهكهم ئهی خـاک زێرين ................. هاو زاراوهكهی بهدهره و خانهقين
جگر گوشهكهی ئيلامێ ديرين ................... نيشتمانهكهی فهرهاد و شيرين
يادگارهكهی ماد و ساسانی ................ تۆ سان شارهيل گشت كوردستانی
لهک بێ سۆران، گۆران يا كهلهۆر .................. تو ئهڕای ئێمه ههر مهنييته دۆڕ
ناوت سهر رهستهی تاريخ ئێمهس ...... وهبێ كرماشان، كوردستان دی چهس
وهختی ئێمهی كورد دڵمان شاد بوت ............ ئيلام، كرماشان داژدارمان بوت
ترجمه پارسی:
كرماشانم ای خاک زرين، همزبان (گويش) بدره و خانقين (دو شهر در كردستان جنوبی ـ عراق ـ كه به گويش كرماشانی سخن میگويند). جگر گوشهی ايلام كهن، ميهن فرهاد و شيرين. يادگار ماد و ساسانی، تو شاه تمام شهرهای كردستانی. لک باشی، سوران، گوران يا كلهر (تيرههای كرد)، تو برای ما همانند در و گوهر هستی. نامت سرآغاز تاريخ ماست، بدون كرماشان، كردستان هيچ است. وقتی مای كرد دلمان شاد میشود، كه ايلام و كرماشان پشتيبان و يارمان شوند.
1) حاجی آقا آکتور سینما (اوانس اوگانیانس، 1311): اوگانیانس در سال 1309 با ساختن فیلم کمدی "آبی و رابی" نام خود را به عنوان پدر سینمای بلند داستانی ایران به ثبت رساند. متأسفانه تنها نسخه ی این فیلم یک سال بعد در یک آتش سوزی نابود شد. اما معدود نوشته های باقی مانده از آن دوره نشان می دهد که آبی و رابی تقلیدی از یک کمدی دانمارکی بوده و ارزش هنری چندانی نداشته است. ولی حاجی آقا آکتور سینما با آبی و رابی فرق می کند. اوگانیانس در این فیلم از شیوه ای استفاده کرد که آن موقع حتی در هالیوود و اروپا هم چندان شناخته شده نبود: فیلم در فیلم. فیلم در عین حال نگاهی به شدت مترقیانه و روشن فکرانه به پدیده ی مهمی مانند سنت و مدرنیته دارد. نگاهی که سنت را در صورت عدم نوآوری و تغییر، نابود شده می داند و حرکت به سمت مدرنیته را امری اجتناب ناپذیر. فیلم، متأسفانه در اکران عمومی شکست وحشتناکی خورد. به طوری که پایان فیلم سازی اوگانیانس جاه طلب و پرشروشور به شمار می رفت. با این وجود امروزه می توان به تماشای فیلم نشست و از این لذت برد که 77 سال قبل، فردی در ایران دست به ساخت فیلمی زده که موضوع اصلی آن، ستایش سینما است. حاجی آقا آکتور سینما اولین فیلم بلند داستانی ایران است که نسخه ی آن در دسترش است و از این رو اهمیت زیادی در بررسی تاریخ سینمای ایران دارد.
2) گنج قارون (سیامک یاسمی، 1346): سینمای ایران پس از حاجی آقا آکتور سینما، مسیر جالبی را طی نکرد. فیلم های آبکی و ضعیفی که در طول چند سال ساخته شد و عدم حمایت دولت از سینما باعث شد که سینمای ایران بین سال های 1316 تا 1327 به خوابی یک دهه ای فرو رود. در طول این مدت هیچ فیلمی در ایران ساخته نشد تا این که در آن سال، حیات دوباره ی سینمای ما آغاز شد و کم کم سینما در ایران رونق گرفت. ولی اکثر فیلم های ایرانی آن قدر از نظر ساختاری ضعیف بودند که حتی قابل ذکر نیستند. در طول بیست سال اولیه ی دوره ی دوم فیلم سازی در ایران، فیلم هایی با فروش بالا به عنوان پدیده های سینمایی شناخته شدند و بازیگرانی هم به جایگاه ستارگی رسیدند. اما اولین فیلمی که به عنوان یک پدیده ی سیاسی – اجتماعی (و نه فقط سینمایی) شناخته شد، گنج قارون بود و اولین بازیگر سوپراستار سینمای ایران هم محمدعلی فردین بود که با این فیلم، جایگاهی فراموش نشدنی کسب کرد. به طوری که جریان معروف فیلمفارسی را در ایران به راه انداخت. گنج قارون البته امروزه از نظر هنری ارزشی ندارد. داستان فیلم به شدت هندی وار است و دز تصادفات و اتفاقات عجیب و باورنکردنی در این فیلم آن قدر بالا است که خنده دار به نظر می رسد. روابط علی و معلولی در فیلم نامه آن قدر خام پرورانده شده اند که حیرت انگیز است! با این وجود فیلم هنوز هم دلچسب و دلنشین جلوه می کند. دنیایی که فیلم به تصویر می کشد، آن قدر زیبا و فریبنده است که هنوز تماشاگر با مشاهده ی این فیلم احساس آرامش می کند. دنیای علی بی غم، دنیایی است بسیار کوچک که در آن انسان هایی با دل های بسیار بزرگ زندگی می کنند. چه کسی است که نخواهد در چنین دنیایی زندگی کند؟!
3) قیصر (مسعود کیمیایی، 1348): موج "قارونیسم" خیلی زودتر از آن چه انتظار می رفت به ابتذال کشیده شد. اگر گنج قارون علی رغم ضعف های فراوانش دنیایی زیبا و دل نشین را ارائه می داد، تقلیدهایی که از آن و به قصد فروش بالا صورت گرفت، اکثراً احمقانه و شرم آور بودند و این کار عملاً باعث جدایی قشر نخبه ی جامعه ی ایران از سینمای ایران و کشیده شدن آنان به سمت فیلم های خارجی اکران شده در سینماها شد. در چنین شرایطی نیاز به یک تغییر اساسی و عمده به شدت احساس می شد. در این وضعیت، سال 1348 یک رنسانس در سینمای ما رخ داد. رنسانسی که مقدماتش از زمان ساخت فیلم هایی چون شب قوزی (فرخ غفاری) و خشت و آینه (ابراهیم گلستان) آغاز شده بود. ولی با قیصر و گاو (داریوش مهرجویی) به ثمر نشست. قیصر فراتر از یک تغییر بود. قیصر یک "اتفاق" بود که باعث شد سینمای قبل از انقلاب به دو دوره ی قبل از قیصر و بعد از قیصر تقسیم شود. در دوره ای که "گنج قارون" ها محور بحث خود را تساهل و تسامح در برابر مشکلات زندگی و رعایت اصول جوانمردی قرار داده بودند، مسعود کیمیایی با قیصر برای اولین بار حرف از تغییر زد. از اراده ی خود مردم سخن گفت. نیروی سیاسی و امنیتی حکومت را به سخره گرفت و این گونه قشر نخبه را دوباره به تماشای فیلم های ایرانی کشاند. قیصر فقط در تهران 2میلیون تومان فروخت (یعنی با احتساب قیمت بلیت آن دوره، چیزی حدود یک میلیون نفر از مردم تهران، این فیلم را در سینما دیدند) و با اختلافی نجومی پرفروش ترین فیلن سال شدو آغازگر دوره ای طلایی در سینمای ایران بود که گرچه مثل همیشه تعداد زیادی فیلم مستهجن و ضعیف در این دوره به چشم می خورد، ولی تعدادی از بهترین فیلم های تاریخ سینمای ایران در سال های 49-57 ساخته شدند. فقط کافی است به اسم این فیلم ها دقت نمایید: داش آکل، رضا موتوری، خاک، گوزن ها، سفر سنگ (همگی از مسعود کیمیایی)، آرامش در حضور دیگران (ناصر تقوایی) ،طوقی و سوته دلان (علی حاتمی)، تنگنا و تنگسیر (امیر نادری)، زیر پوست شب، کندو و دشنه (فریدون گله)، فرار از تله (جلال مقدم)، رگبار (بهرام بیضایی)، صبح روز چهارم (کامران شیردل) و...
4) گاو (داریوش مهرجویی، 1348): در کنار قیصر که آغازگر موج نو سینمای ایران به شمار می رود، نمایش فیلم گاو هم اتفاق مهمی در سینمای ایران تلقی می شد و گام بزرگی در راه تغییر دیدگاه نخبگان نسبت به سینمای فارسی بود. گاو به تعبیری اولین فیلم هنری ایران به شمار می رود و راه را برای بسیاری از فیلم های مشابه هموار کرد. در دوره ای که عمده فیلم های ایرانی از فرط شعارزدگی و آشکاربودن پیام هایشان، تماشاگر را به ستوه می آوردند، گاو زبانی کاملاً استعاری را در پیش گرفته بود، معانی ضمنی زیادی درون خود داشت و موضوع مهم استحاله و از خود بیگانگی را با زبانی نمادین به تماشاگر منتقل می کرد. گاو در ضمن یکی از اولین اقتباس های ادبی مناسب و خوش ساخت در سینمای ایران بود و فرصت را برای کارگردانان دیگر فراهم کرد که چندین فیلم مهم از روی کتب مشهور ادبی ایران و خارج بسازند. (در رأس همه علاوه بر خود مهرجویی، مسعود کیمیایی قرار داشت). گاو در خارج از ایران هم موفق بود و جایزه ای از جشنواره ی بین المللی فیلم برلین دریافت کرد. اما مهم ترین تأثیر فیلم گاو این بود که نسل جدیدی را وارد سینمای ایران کرد. علاوه بر خود مهرجویی که به عنوان یک کارگردان مطرح و تثبیت شده به کار خود ادمه دارد، تعداد زیادی از بازیگران مطرح تئاتر ملی ایران، به وسیله ی این فیلم جای خود را در سینمای ایران باز کردند. از جمله عزت الله انتظامی، علی نصیریان، جعفر والی، جمشید مشایخی و پرویز فنی زاده. همه ی این ابعاد را که در نظر بگیریم، متوجه می شویم گاو چه فیلم مهم و ارزشمندی در تاریخ سینمای ایران به شمار می رود.
5) برزخی ها (ایرج قادری، 1359): پس از پيروزي انقلاب، وضعيت ستاره هاي سينماي قبل از انقلاب در هاله اي از ابهام قرار داشت. تكليف ستارگان زن كه البته مشخص بود. از ميان ستاره هاي مرد هم بهروز وثوقي قبل از انقلاب به آمريكا مهاجرت كرد و تقريباً بقيه ي سوپراستارها همه در ايران ماندند. برزخي ها اولين فيلم ايرج قادري پس از انقلاب بود. فهرست بازيگران اين فيلم قابل تأمل است: محمدعلي فردين، ناصر ملك مطيعي، سعيد راد، محمدعلي كشاورز و خود ايرج قادري. برزخي ها اگرچه با نگاهي به وقايع انقلاب ساخته شده بود، ولي در واقع اكشني از جنس فيلمفارسي هاي قبل از انقلاب بود. ولي اهميت امروزي اين فيلم بدين دليل است كه نقطه پاياني محسوب مي شد بر فعاليت تعدادي از هنرپيشگان اين فيلم. برزخي ها در آن دوره و با قيمت بليت آن زمان، روزانه نزديك به 1 ميليون تومان مي فروخت. ولي اعتراض شديد تعدادي از تندروهاي آن دوره به نمايش فيلمي از سينماگران "طاغوتي" در سينماهاي كشور، باعث شد تا اين فيلم زودتر از موعد مقرر از اكران برداشته شود. پس از اين فيلم بود كه ديگر فيلمي از محمدعلي فردين و ناصر ملك مطيعي اكران نشد و ايرج قادري هم تا مدت ها ممنوع الكار بود و اين گونه عملاً دوره ي ستاره سالاري قبل از انقلاب به پايان رسيد و دوره اي در سينماي ايران شروع شد كه تا ابتداي دهه هفتاد به طول انجاميد و مؤلفه ي اصلي آن هم ستاره ستيزي بود.
6) هامون (داریوش مهرجویی، 1368): مهرجویی که بعد از انقلاب، چند سالی را در خارج از کشور سپری کرده بود، در اواسط دهه ی 60 به ایران برگشت و از میان تمام طرح هایش، اجاره نشین ها را ساخت که غوغایی به پا کرد. اجاره نشین ها در تهران پرفروش ترین فیلم سال شد و منتقدین هم از آن استقبال خوبی به عمل آوردند. پس از این فیلم و تجربه ی ناموفق شیرک، در انتهای دهه ی 60 مهرجویی با ساخت فیلم هامون، اوجی را نه تنها برای خودش که برای سینمای ایران رقم زد. در دوره ی دشوار پس از جنگ، هامون به طرز غریبی تصویرگر نسل جوان آن روز بود. نسلی سرگشته و آشفته که به هیچ جا نرسیده و هر چه بیشتر تلاش می کند، بیشتر فرو می رود. نسلی که عشق روشنفکری باعث می شود کارهای عجیبی انجام دهد و شک و بدبینی مؤلفه های اصلی زندگیشان را تشکیل می دهد. هامون در جشنواره ی فیلم فجر سال 1368 بسیار مورد استقبال قرار گرفت و 5 سیمرغ بلورین را از آن خود کرد. در اکران سال 69 هم هامون رتبه ی چهارم فروش را کسب کرد. با این وجود، اهمیت هامون بیش از این است. هامون با گذشت زمان به اولین فیلم کالت سینمای بعد از انقلاب مبدل شد. (توجه کنید در طول این 80 سال حیات سینمای ایران، تعداد فیلم های کالت واقعی مان از انگشتان یک يا نهايتاً دو دست فراتر نمی رود). تکیه کلام های شخصیت اصلی فیلم، سر زبان ها افتاد و هامون، تصویر نسلی شد که در آن دوره به دنبال بیان حرف هایش بود و تجلی این حرف ها را در هامون می دید. هامون هنوز هم عجیب با روح زمانه ی ما انطباق دارد و حتی نسل جوان امروز هم می تواند بازتاب رفتارهای خود را در این شخصیت ببیند. هیچ چیز عوض نشده است!
7) عروس (بهروز افخمی، 1370): سينماي ايران در دهه 60 دوره ي دشواري را پشت سر گذاشت. دوره اي كه از يك طرف با جنگ همراه بود و بنابراين بيش از هر زماني دغدغه ي انتقال پيام ها و تعهدهاي اجتماعي از طريق فيلم هاي سينمايي احساس مي شد و از طرف ديگر با سخت گيري هاي گاه وحشتناك مسئولين و متوليان وقت همراه بود و دست كارگردانان را براي بسياري از كارها مي بست. به عنوان مثال كافيست به فيلم گل هاي داوودي (رسول صدرعاملي، 1363) اشاره كنيم كه يكي از اولين رمانس هاي بعد از انقلاب بود و براي اين كه مجوز ساخت بگيرد، داستان عشقي اش را بين دو جوان "كور" روايت كرد تا خداي نكرده انحرافي پيش نيايد! البته مثل هر سيستم مشكل دار و بي منطقي، تناقضات خيلي زود از دل اين سيستم ظهور كردند و سوپراستارهايي مثل فرامرز قريبيان، بيژن امكانيان و سپس خسرو شكيبايي در دل مردم جايگاه ويژه اي يافتند. در اين ميان، عروس حكايتي ديگر داشت و براي اولين بار از مسائلي حرف زد و تصاويري را نشان داد كه در سينماي آن دوره همچون تابو به شمار مي رفت. تصوير آرايش كرده ي نيكي كريمي روي پرده شور و شوقي عظيم برانگيخت و او و ابوالفضل پورعرب به سوپراستارهاي جوان و خوش چهره ي سينما تبديل شدند. عروس شايد براي اولين بار در سينماي بعد از انقلاب از عشق زميني به مفهوم واقعي آن (و نه بين دو جوان كور) سخن گفت و بسياري از تابوها را شكست، حرف هاي جديدي زد و در عين حال به هيچ كسي هم توهين نكرد. در تأييد جريان ساز بودن فيلم عروس همين بس كه پس از اين فيلم سيستم ستاره سازي دوباره به راه افتاد و سينما مجدداً در اختيار جوانان واقعي قرار گرفت.
8) آژانس شیشه ای (ابراهیم حاتمی کیا، 1377): پس از شروع جنگ 8 ساله ی ایران و عراق، ژانر جنگی جای خود را در سینمای ایران باز کرد. تا قبل از پایان جنگ، طبیعتاً فیلم های جنگی با هدف تقویت روحیه ی ایرانی های درگیر جنگ تهیه می شدند و از لحاظ هنری حرفی برای گفتن نداشتند. ولی متأسفانه آن جریان بعد از جنگ هم ادامه پیدا کرد و فیلم هایی با مضمون جنگ تحمیلی ساخته می شدند که کیفیت بسیار نازلی داشتند. در این میان ظهور کارگردانان جوانی چون ابراهیم حاتمی کیا نوید روزهای بهتری را برای سینمای جنگ می داد و حاتمی کیا این امید را ناامید نکرد. در این میان آژانس شیشه ای، نه تنها نقطه ی اوج حاتمی کیا، که یکی از مهم ترین فیلم های تاریخ سینمای ایران بود. آژانس شیشه ای به نوعی مانیفست نسل جنگ بود و بعد از آن همه تصاویر رؤیایی و اغراق شده، بالاخره تصویری رئال و حقیقی از جنگندگان را روی پرده تصویر می کرد. تصویر آدم هایی که بین تعهد به خود و تعهد به جامعه درماندند و سرانجام با تصمیم گیری هایشان تعهد به خود را ترجیح دادند. حتی اگر از سوی جامعه طرد شوند. حتی اگر در ظاهر این کارشان در خلاف جهت کاری باشد که دو دهه قبل در زمان جنگ انجام دادند. در واقع آن چه حاتمی کیا نشان داد، این بود که حتی تصمیم آن موقع رزمندگان برای اعزام به جبهه، در واقع یک جور پاسخ به تعهدی بود که نسبت به خود احساس می کردند. الآن هم وضع فرقی نکرده است. آن ها همان آدم ها هستند. ولی جامعه عوض شده است.
9) طعم گیلاس (عباس کیارستمی، 1377): عباس كيارستمي بي شك يكي از متفاوت ترين ترين و البته از معدود كارگردانان مؤلف ايران است. روند فيلم سازي او در اواخر دهه 60 و اوائل دهه هفتاد به اوج رسيده بود و فيلم هاي پياپي او، از كلوزآپ و مشق شب گرفته تا خانه ي دوست كجاست و زندگي و ديگر هيچ و زير درختان زيتون، همگي با استقبال پرشور منتقدان ايراني و جشنواره هاي خارجي مواجه مي شدند. اما او همواره فيلم سازي آوانگارد بوده و دست به تجربه هاي فرمي شگفت انگيزي زده است. در اين ميان طعم گيلاس شايد متعادل ترين (و نه لزوماً بهترين) فيلم او به شمار برود. اما بحث اصلي اين نيست. طعم گيلاس فيلمي است كه بزرگ ترين و معتبرترين جايزه ي تاريخ سينماي ايران را به دست آورد: نخل طلاي جشنواره ي كن. اتفاقي كه البته متأسفانه در رسانه هاي ايراني بازتابي درخور و شايسته نداشت، اما موج حيرت انگيزي از فيلم هايي را به راه انداخت كه به مرور زمان به "فيلم هاي جشنواره اي" مشهور شدند. فيلم هايي كه اكثراً مسيري ثابت و قابل پيش بيني را طي مي كردند و تا مدتي مورد توجه جشنواره ها هم واقع شدند. اين مسير البته به زودي از مسير اصلي خود منحرف شد، به طوري كه مدتي است شاهد كم توجهي جشنواره هاي معتبر به اين دسته از فيلم ها و گرايش آن ها به سبكي متفاوت از فيلم هاي ايراني هستيم. خود كيارستمي هم دست به تجربه هاي جديدي زد كه با واكنش هاي متفاوتي رو به رو شدند. ولي نام او با فيلم طعم گيلاس همواره در بررسي تاريخ سينماي ايران مي درخشد.
10) عینک دودی (محمدحسین لطیفی، 1379): عینک دودی از لحاظ جریان ساز بودن، یکی از مهم ترین فیلم های ایرانی دو دهه اخیر به شمار می رود. گرچه امروزه ممکن است کمتر نامی از این فیلم شنیده شود، اما واقعیت این است که آغازگر جریان کمدی سازی ایرانی که امروز سینمای ما را در بر گرفته است، همین فیلم بود. عینک دودی البته در قیاس با بسیاری از کمدی های سخیف امروزی، فیلم آبرومندی به شمار می رود. داستان معمولی اختلافات زن و شوهری و مشکلات آن ها، در این فیلم با ضرباهنگ مناسبی روایت می شود و فیلم در مواقع مناسب خنده های خوبی هم از تماشاگر می گیرد و پایان بندی مناسبی نیز دارد. در ضمن داستان همیشگی درگیری های زن و مرد، جذابیت زیادی برای کسانی دارد که دارای تعصبات جنسی هستند! همه ی این ها از عوامل فروش بالای عینک دودی بودند. در دوره ای که ایران، ملتهب ترین شرایط سیاسی سی سال اخیر (غیر از ماجرای پس از انتخابات سال گذشته البته!) را سپری می کرد و به تبع آن سینما هم بیش از هر دوره ی دیگری حالت سیاسی و اجتماعی به خود گرفته بود و فیلم هایی چون دو زن، شوکران، آژانس شیشه ای و زیر پوست شهر در جمع پرفروش ترین ها قرار داشتند، عینک دودی در آن میان مثل مهمان ناخوانده بود. ولی فروش بالایش باعث شد تا نگاه تهیه کنندگان به این ژانر هم جلب شود و سرانجام شد آن چه شد!
در انتها بايد گفت آن چه واضح به نظر مي رسد، توجه به اين نكته است كه اين فيلم ها قرار نيست تنها فيلم هاي تأثيرگذار سينماي ايران باشند. در تاريخ سينماي ايران فيلم هاي زيادي داشته ايم كه از جنبه هاي مختلف بر حيات اين سينما تأثير گذاشته اند. شايد آخرين نمونه اش درباره ي الي باشد كه مي تواند باني تغييرات وسيعي در سينماي ايران باشد. به هر حال تمام اين مطالب اثبات مي كند كه سينما هنوز هم زنده است و علي رغم پيچ و خم هاي زياد به حيات خود ادامه خواهد داد.
نالی،وهفایی،مهحوی،مهولهوی،سواره،هێمن،ههژار،ئهمین گهردیگلانی،ڕهحیم لوقمانی،جێماو،مهینهتی
...........................................
از نالی:
نام: خدربن احمد شاویسی مکائیلی
سال تولد: 1215 هجری برابر 1800 میلادی
سال مرگ: 1273 هجری برابر 1856 میلادی
محل تولد: روستای خاک و خۆڵ در حوالی سلیمانیه
شارح دیوان: ملا عبدالکریم مدرس و فاتح عبدالکریم
آرامگاه: سلیمانیه
---------------------------------
تاتایی سهری توڕهیی پڕ پێچشی بادا
ههرتایهکی بارێکی گوڵ ونافه به بادا
جناس تام در کلمات بادا
1- بادا در مصراع اول: بازکردن سر زلف
2- بادا در مصراع دوم: درباد پراکندن
ترجمه: وقتی کهیارسرزلف پیچیدهی خودرا بازکرد،ازهر تار موی او باری از گل و مشک در هوا پراکند.
.....................................................
شهو چهپکهنی نهیلۆفهڕیوو جیلوهیی ڕهقصی
شهرمهنده دهکا زوهرهیی زههرا لهسهمادا
ایهام در کلمهی سهما ->
1- آسمان 2- رقص
ستارهی زهره نماد بزم و رقص است.
ترجمه: یار با لباس شبانهی نیلوفری خود و جلوهی رقص سحرانگیزش ستارهی زهره را در رقصیدن شرمنده می کند.
.....................................................
شهبههی زوڵفی شهبهھ گۆنهیه،ڕووگهردانی
بهسهری ئهو ،که به سهودا سهروسامانم دا
جناس تام در کلمات شهبهھ ١- سیاهی 2- شبح
ایهام در کلمهی سهودا 1- عشق 2- معامله 3- سیاهی شب 4- دیوانگی.
ترجمه: روی گردانی یار از من تاریک و سیاه بود مانند شبح اما من تازه باکی ندارم چون جان ومالم را در راه عشق او گذاشتهام.
.....................................................
نالی مهسهلی حاڵی له ئهشکهنجهیی غهمدا
وهک ناڵه لهنهیدا،وهکوو ناله لهقهڵهمدا
جناس محرف در ناڵه و ناله 1- آه و ناله 2- تار باریکی که در داخل قلم نی وجود دارد – نوعی قلم نی
ترجمه: مثال حال نالی در اندوه فراق مثال آه و نالهی نی است یا مثال نال است در قلم نی ( اشاره به بشنو از نی چون حکایت می کند .....
...............................................
بێ سهروی ڕهوانم! که لهبهر ئهشکی ڕهوانم
خهرقه بووهته غهرقه، کهوا سهوزه لهبهرما
جناس تام در ڕهوان 1- بلند قامت 2- جاری
جناس محرف در خهرقه و غهرقه
ایهام در کهوا 1- بههمین خاطر 2- عبا
ترجمه: ای بت سرو قامتم بیا که به خاطر اشک روانم تمام تنم آب شده است و خرقهام در آب اشکهایم غرق شده بههمین خاطر گیاه از او سبز شده است.
.............................................
گوتم ئایا به زاری خۆت دهپرسی حاڵی زاری من
برۆی هێنایه یهک وهک لا، یهعنی که بێزارم
جناس تام در زار 1- دهان2- گریان،ناتوان
ایهام در زار مصرع دوم 1- بیزار بودن 2- بی دهان
ترجمه: بهیار گفتم آیا با دهان خود حال زارم را می پرسی ابروانش را به شکل لای عربی درآورد یعنی که از تو بیزارم
................................................
گوڵ که یاخی و دهم دڕاو بوو،کهوته لاف وڕهنگ و بۆی
باخهوان گوێ گرت و واهێنای بهدهستی بهسته بۆی
جناس تام در بۆی 1- عطر وبو 2- برایش
ایهام در گوێ گرت 1- به حرفهایش گوش داد 2- گوشش را گرفت
ترجمه: گل وقتی که شکفته شد و دهانش باز شد به لاف زنی و تعریف از خود پرداخت، باغبان حرفهای اورا شنید گوشش را گرفت و دست بسته به نزد یار آورد.
...................................................
ئاو لهچاوانم به خوڕ دێ،ئاوری دڵ ناکوژێتهوه
وهک جهههننهم ئهم تهنووره ئاوی تۆفانی دهوێ
طباقی زیبا در ئاوی چاو و ئاوری دڵ
تلمیح به داستان طوفان نوح که بنا به روایتی از تنور پیرزنی در کوفه برخاست.
تشبیه دل به تنور
ترجمه: می گویند گریه اندوه را تسکین می دهد ( اما نالی می گوید آب چشمانم آتش دلم را خاموش نمی کند دلم مانند دوزخی است که توفان نوح را می خواهد.)
..................................................
ڕهقیب و موددهعی وهک پووش و پووشوون
بسووتێنین که وهک بهرقین، لهبهر قین
جناس مرکب در بهرقین ، بهر قین 1- رعد وبرق 2- نفرت از رقیب
جناس ناقص در پووش و پووشوو بهمعنی خس وخاشاک
ترجمه: رقیب و مدعی بسان خس و خاشاکند ماهم برای سوختنشان مثل برقیم به خاطر نفرت از آنان.
....................................................
ئهلا ئهی ئاسکی ناسک به باسک
شکاندت گهردنی سهد شێری شهرزه
جناس لاحق در ئاسک ،ناسک ،باسک
استعارە: ئاسک
ترجمه: ای آهوی نازک ساق، گردن صد شیر شرزه را شکستی
.................................................
شێعری خهڵکی کهی دهگاته شێعری من بۆ ناسکی؟
کهی له دیققهتدا پهتک دهعوا له گهڵ ههودا دهکا
پهتک: طناب
ههودا: نخ نازک ابریشمی
حسن تعلیل= نالی شعر خود را با شعر دیگران مقایسه می کند و می گوید شعرمن در نازک خیالی برتر از شعر دیگران است همانگونه که از لحاظ نازکی و ظریفی طناب نمی تواند با نخ ابریشمی برابری و مقابلهکند.
...................................................
...................................................
از وفایی:
نام: میرزا عبدالرحیم سابڵاغی
سال تولد: 1217 هجری
سال مرگ: 1278 هجری
محل تولد: مهاباد
آرامگاه: نزدیکی عربستان
شارح دیوان:محمد علی قرداغی و محمد سعید نجاری
دهسا ڕوحمێ وهفادارم،بهحاڵی داد و هاوارم
که وهک بولبول دڵی زارم، دهناڵێ بۆ گوڵی زارت
جناس تام در زار 1- زار و ناتوان 2- دهان
ترجمه:رحمی به حال پر از آه ونالهام کن ،که دل زارم همانند بلبل برای گل دهانت می نالد.
.....................................................
ئهسیری زوڵفی خاوی تۆم،شههیدی ڕهمزی چاوی تۆم
ئهمن گیراوی داوی تۆم،له سهد جێ دڵ بریندارت
جناس نقطه: خاو- چاو
سجع متوازی در : خاو،چاو،داو
ترجمه: اسیر زلفان نتابیدهی توام،شهید جادوی چشمانتم،گرفتار دام توام،دل خستهی توام.
....................................................
سهوداییی، زوڵفی سیههت نیم به ههوایی
تا ڕۆژی وهفاتم به تهمای میهر و وهفاتم
جناس تام در وهفات 1- مرگ 2- وفا
ههوایی: از روی هوا
ترجمه: سودازدهی زلفان سیاهت از روی هوا نیستم، تا روز مرگ به امید وفایتم.
...................................................
ههر چاوه نواڕم که گوتت دێم و نههاتی
یا ڕهب مهدهدێ! سالیکی ڕێ هات و نههاتم
جناس تام نەهات 1- نیامدن 2- سیاه بختی
ترجمه: در انتظار آمدنتم که گفتی می آیی و نیامدی یا رب مددی من دیگر سالک راه بخت و بدبختی ام
....................................................
گوڵهکهم دهڵێن ئهوا دێ، ههموو وهختێ چاوه چاوم
ئهی خودا تۆ بڵهی وههابێ، بێتهوه ڕووناکی چاوم
جناس: چاوه چاو ، چاو 1- منتظر 2- چشم
ترجمه: می گویند گلم خواهد آمد، همیشه در انتظارم، ای خدا تو بگویی اینگونه باشد و روشنایی چشمانم برگردد.
.................................................
یار هاتهوه دهست و دڵی خۆم گرت و به سهر چووم
جان قابیلی جانان نهبوو،نهمزانی بهسهر چووم
جناس تام: بهسهرچووم 1-باسر رفتن 2- اشتباه کردن
ترجمه: یار برگشت و من با سر به دیدنش رفتم ، اما جانم شایستهی او نبود، ندانستم ، اشتباه کردم
....................................................
له عهکسی عارزت فرمێسکی چاوم
گوڵاوی، ڕووته ههم خوونابی نابه
ایهام: ڕووته 1- رخسار 2- خالص،ناب
ترجمه : بهخاطر انعکاس رخسارت اشک چشمانم مثل گلاب ناب است.
.................................................
وهره بنوێنه خۆت،بمکووژه قوربان
به دینێک کوشتنی ئاشق سهوابه
ایهام: دین 1- دیدن 2- دین
...................................................
ههتا زنجیری زولفی تۆم ههبێ، ههر شاد و ئازادم
سهرم ههر داوه بهو داوه،دڵم پابهستهو بهسته
پارادکس(متناقض نما):با اینکه دلم در دام زلف توست باز آزادم
جناس تام: داو 1- دادن 2- دام
ترجمه: تا زنجیر زلف تو را داشته باشم آزادم، سرم در دام توست و دل نیز پابستهی دام تو.
....................................................
بهڵێنم ڕاسته من گهردهن کهچم،بێ ڕستی دهستی وی
قهلاده و ڕسته بۆ من پهرچهمی ئهو سهروه نهوڕهسته
جناس : ڕاسته، ڕست، ڕهسته 1- درست 2- طنابی که باآن سگ شکاری را بندند3- رشد کردن( روییدن)
ترجمه: عهد وپیمان من محکم است اسیر کمند زلف آن یارم که همانند سرو نو رسته است بدون آنکه کمندی در گردنم بیاویزد زلفش را در گردنم قلاده و کمند می دانم.
.....................................................
قهد وقامهت قیامهت ، قهد قیامهت تا بڵێن قامهت
بڕۆ ئهی تازه گوڵ دهسته، دهمێکی ههسته ڕاوهسته
جناس تام: قامهت 1- قد 2- برخاستن برای نماز
جناس تام: قیامهت 1- محشر 2- برخاستن
واج آرایی در حرف ق
ترجمه: ای که قامتت قیامتی برپا کرده برای قامت گفتن بلند شو
.....................................................
ببارێنه گوڵ ونافه به خهنده وداخی باخانه
سهری زولفت که دهم بهسته،لهدهم بهسته، ئهمه بهسته
جناس تام در دهم بهسته 1- پرچین شده2- بهدهان بستن
واج آرایی در حرف خ
ترجمه : بخند تا گل و مشک ببارد زیرا خندههای تو حسرت به دل باغ می اندازد، سر زلفانت را که پرچین شده است بهدهانت ببند و این برایت کافیست.
...................................................
چت له زهوقی دینی دڵبهر داوه! تۆ بی و دینی خۆت
تابمێنی دهم له وهسڵی ئاتهشی سینا مهده
جناس تام در دین 1- دیدن 2- دین
تلمیح به داستان موسی و آتش سینا
ترجمه: تورا بهدینت کاری به دیدن دلبر نداشته باش وگرنه همانند آتش طور سینا تجلی معشوق تورا خواهد سوزاند
................................................
تا بهدڵ نووری عیزاری تۆم نهدی ،زارم نهدی
زهڕه مهعلوومه ،که ڕۆژ ههڵبێ له گۆشهی پهنجهره
اسلوب معادله
ترجمه: تا باچشم دل دربرابر نور رخسارت دهانت را ندیدم ندانستم دهانت آنقدر کوچک است،بله ذرهی گردو غبار با طلوع خورشید از گوشهی پنجره نمایان می شود.
.....................................................
عهتری خهندهی گوڵی باغانه کهدێ
یا ههناسهی دهمی خهندانی گوڵه
تجاهل العارف
استعاره
ترجمه: این شمیم خندهی گل باغ است که می آید یا نفس دهان خندان گل است.
.................................................
گوڵ هاته شهکهر خهنده بهدهم بادی سهباوه
فهرمووی وهفایی ،که جهفا عهینی وهفامه
پارادکس: جفای یار عین وفای اوست
طباق: وفا – جفا
استعاره: گوڵ
ترجمه: گل به همراه باد صبا به خنده آمد، وگفت ای وفایی جفای من عین وفایم است.
ادامه دارد....
ئاتاج به وانه ین وا زۆر ئه زانن به پێی زانینیا ن هه ر تا ئه توانن
تێکۆشن له بۆ پێشکه وتن وڵات چه ن زانا ی به ناو خاوه ن د ه سه ڵات
با کوو نه زانین لاچێت له ناومان بووه سه په رده ی ڕه شی سه ر چاومان
با حۆل نه زانین سوار ملمان نه وێ وه کوو داو ئاڵقه ی ده ور قولمان نه وێ
باکوو بێگانه پێمان تیز نه که ن وه بان سه رمانا ئه وان فیز نه که ن
بازێ که س ئه ڵێن به ڕاست کورد کێیه ناوی تارێخی ئا خۆ له کوێیه
بازێ که س وه ها خۆی گوم کردوه! ناوی باوکی خۆی له بیر بردوه !
له بۆ بێگانه ملی شۆڕ ئه کا وه بان سه ر کوردا قۆڕه قۆڕ ئه کا
ئه ڵێ ئه عسابی خۆت بۆ ورد ئه که ی؟ بۆچی تۆ با س له مێژووی کورد ئه که ی؟
پشت له با پیرو باوکی خۆ ی ئه کا سووکا یه تی به دایکی خۆی ئه کا
نازانێت له کوێ ها ت به دونیاوه له سه ری سینه ی دایکی ژیاوه
نازانێت مێژووی وڵات باوکییه خاک و پێد ه شتی سینه ی دایکییه
نازانێت ناو کورد چه ند به ناو بانگه نزیک به هه تاو به رزتر له مانگه
کێو ئارارات و زنجیره ی زاگرۆس شا ن له شا ن یه کن وه ک هاواڵ و دۆس
میلله تی کورد بوو، پێش له هه موو چین پێغه مبه ری بوو ڕێنموون بۆ دین
ئه و پێغه مبه ره ناوی زه ڕده شت بوو ده ستووری چاکه و له بۆ به هه شت بوو
ناو کتێبه که ی ، ئه و ئاوێستا بوو وه ک گشت کتێبان خه ڵاتی خوا بوو
ئازیزانی کورد خۆتان مه فرۆشن بۆ پووچه و کردن ناو کورد مه کۆشن
فه رهه نگ بێگانه با نه ێته ناومان ببێت به په رده ی ڕه شی سه رچاومان
له سهری خاکی وڵاتمان ئه ژین وه ک ئه وه مهمکی دایکمان ئه مژین
ههر وه ک باوک و دایک ڕێز وه ته ن گرتن فه رزه واجبه تا ڕۆژی مرد ن
خودا بۆ قه ومێ ناوی دانابێ بێ شک ئه و قه ومه فه وتانی ناوێ
ئه گهر هه ست بکه ین به که سایه تی ئه بێ به پایه بۆ کوردایه تی
مه ینه تی، وته ی تۆ گشتی هه قه له لای بازێ که س هه ق تۆزێ ڕهقه !!
محه مه د حه سه ن ڕهزایی ( مه ینهتی )
کوڕهکهم فێربکه.ئهبێ بزانێ ههموو خهڵکێ ڕاستگۆ و دادپهروهر نین،بهڵام لهبهرامبهر ههر فێڵبازو دهسبڕێکدا مرۆڤێکی ڕاستوێژو پیاو ماقووڵ ههیه.پێ بڵێ لهبهرامبهر ههر سیاسهتوانێکی خۆویستهوه ڕێبهرێکی جوامێر ههیه،لهبهرامبهر ههر دوژمن و نهیارێکهوه یار و هاوڕێیهک ههیه.
فێری بکه ئهگهر بهکار کردن و دژوارییهوه یهک دۆلار بهدهست بێنێ،باشتر لهوهیه لهسهر عهرز پێنج دۆلار بدۆزێتهوه،فێری بکه لهدۆڕان پهندو لهسهرکهوتن چێژ وهربگرێ،پێ بڵێ له حهسرهت و خهفهت خواردن خۆ بپارێزێ،کاریگهری پێکهنینی وهبیر بێنهوه.
فێری کتێب خوێندنهوهی بکه، پێ بڵێ له ههموو شتێ قووڵ بیر بکاتهوه،لهوباڵندانهی له ئاسماندا دهفڕن تێفکرێ ههروهها لهگوڵهکانی نێو باخچهکه و لهو ههنگانهی لهسهرگوڵهکان دهنیشنهوه.
فێری کوڕهکهم له وانهکانیدا باشتر ئهوهیه ڕهت بێتهوه تاکوو بهفێڵ وتهڵهکه نمرهی قبووڵی وهربگرێ. فێری بکه لهگهڵ ئهو کهسهیدا نهرم و نیانه به نهرم و نیانی بجووڵێتهوه وه لهگهڵ سهرکهشاندا بهسهرکهشی.
فێری بکه ههموو قسهکان ببیسێ و ئهو قسهیهی پێ ڕاست و جوانه ههڵبژێرێ.بایهخهکانی ژیانی فێر بکه،ئهگهر دهتوانی فێری بکه لهتهشقی خهم و تووڕهییدا پێبکهنێ. فێری بکه له فرمێسک ڕژاندن شهرم نهکا. پێ بڵێ دهتوانێ بۆ بیرو ئاوهزی خۆی نرخێک دیاری بکا بهڵام دیاری کردنی نرخێک بۆدڵ و ههست بێ مانایه.
پێ بڵێ خۆ بهدهستی ههرا وهۆریاوه نهدا و ئهگهر خۆی به خاوهن ماف دهزانێ له ئاست قسهکانیدا به ههموو توانایهوه ڕاوهستێ.لهفێر کردن و بارهێنانی کوڕهکهمدا نهرم و نیان به بهڵام به نازهوه پهروهردهی مهکه باکوو ئازاو بوێر بێ.فێری بکه بڕوای به خهڵک بێ. ئهمانه داخوازێکی زۆره بهڵام تێکۆشه چ دهتوانی له گهڵیدا بکه کوڕهکهم منداڵێکی کهم تهمهنه.
آدم های بزرگ دربارهی ایدهها سخن می گویند.
آدم های متوسط دربارهی مسائل سخن می گویند.
آدم های کوچک پشت سر دیگران سخن می گویند.
*************
آدم های بزرگ درد دیگران را دارند.
آدم های متوسط درد خودشان را دارند.
آدم های کوچک بی دردند.
*************
آدم های بزرگ عظمت دیگران را می بینند.
آدم های متوسط به دنباک عظمت خود هستند.
آدم های کوچک عظمت خود را در تحقیر دیگران می بینند.
**************
آدم های بزرگ به دنبال طرح پرسشهای بی پاسخ هستند.
آدم های متوسط پرسش هایی می پرسند که پاسخ دارند.
آدم های کوچک می پندارند پاسخ همه ی پرسشها را می دانند.
**************
آدم های بزرگ به دنبال خلق مساله هستند.
آدم های متوسط به دنبال حل مساله هستند.
آدم های کوچک مسالهای ندارند.
**************
آدم های بزرگ سکوت را بر سخن گفتن برمی گزینند.
آدم های متوسط گاه سخن را بر سکوت ترجیح می دهند.
آدم های کوچک با سخن گفتن بسیار فرصت سکوت را ازخود می گیرند.ژیانی كورد وهكوو زیندان دهبینم
ههموو دنیا خهریكی كهیفی خۆیان
بهڵام كورد بێ كهس و وهیلان دهبینم
ههتاومان تا بهكهی خامووش و سهرده
ههتا كهی ئهم گهله ناڵان دهبینم
مناڵانی جیهان سهرگهرمی كایه
مناڵی كورد هیلاكی نان دهبینم
له سهر گۆڕی شههیدی خاك و گهل دا
كچه كوردێك له سهر جێژوان دهبینم
له خوێنی سووری لاوی نیشتیمانم
سهراسهر كوردهواری جوان دهبینم
وهكوو زهرده گهڵایێك وا له سهر ئاو
گهلی كورد، وێڵ و سهرگهردان دهبینم
ئیتر ناگاته گوێم ئاههنگی شادی
بۆ ههر لایێك دهڕۆم گریان دهبینم
دڵم تهنگ و سهرم شێت و لهشم سهرد
كه دهردی كورد به بێ دهرمان دهبینم
بهسهرهاتی گهلی كوردان له مێژوو
چیرۆكی ئاگر و خهرمان دهبینم
به حاڵی كورد و خاكی كوردهواری
دڵی هیوا وهها بریان دهبینم
به حال كرد فلك را حيران ميبينم
زندگی كرد را مانند زندان ميبينم
تمام [مردم] دنيا مشغول كيف و شادی خود هستند
ولی كرد را بی كس و سرگردان ميبينم
خورشيدمان تا به كی خاموش و سرد است
تا كی اين مردم را نالان ميبينم
بچه های جهان را سرگرم بازی
فرزند كرد را هلاك لقمه ای نان ميبينم
كنار گور شهيد خاك و ملت
دختر كردی را در ميعادگاه عشقش ميبينم
از خون سرخ جوان ميهنم
تمام كردستان را زيبا و رنگين ميبينم
مانند برگ زردی روی آب
مردم كرد را پريشان و آشفته ميبينم
ديگر آهنگ شادی به گوشم نميرسد
به هر كجا ميروم گريه و زاری ميبينم
دلم تنگ و سرم ديوانه و تنم سرد است
چراكه درد كرد را بی درمان ميبينم
گذشته مردم كرد را در تاريخ
قسه آتش و خرمن ميبينم
به حال كرد و خاك كردستان
دل هيوا را چنين سوخته ميبينم
ژيان=زندگی
گهل=ملت،مردم
مناڵ=فرزند،بچه
كايه=بازی
هيلاك=هلاك
جێژوان=(از كلمات بسيار زيبای كردی است كه در فارسی مترادف مستقلی ندارد) ميعادگاه عاشق و معشوق
نيشتيمان=وطن
خوێن=خون
سوور=سرخ
گهڵا=بهرگ
شێت=ديوانه
بهسهرهات=( در فارسی مترادف مستقلی ندارد) حال و روز كسی در گذشته،چيزی كه بر سر کسی آمده است.
مێژوو=تاريخ
چيرۆك=داستان
ئاگر=آتش234- همه بدبختی های ما ناشی از این است که نسل کهنه ی ما به تحجر مبتلا است و نسل جدید به هیچ و پوچ
236- مارکسیسم می گوید: رفیق، نانت را خودت بخور،
حرفت را من می زنم.
فاشیسم می گوید: رفیق نانت را من می خورم،
حرفت را هم من می زنم
و تو فقط برای من کف بزن.
اسلام حقیقی می گوید: نانت را خودت بخور،
حرفت را هم خودت بزن
و من فقط برای اینم که تو به این حق برسی.
اسلام دروغین می گوید: تو نانت را بیاور به ما بده
و ما قسمتی از آن را جلوی تو می اندازیم،
اماّ آن حرفی را که ما می گوییم بزن.
237- ساعت ها را بگذارید بخوابند، بیهوده زیستن را نیازی به شمردن نیست
238- خسته ام از این کویر، این کویر کور پیر
این هبوط بی دلیل این سقوط ناگزیر
آسمان بی هدف، بادهای بی طرف
ابرهای سربه راه، بیدهای سربه زیر
ای نظاره شگفت ای نگاه ناگهان
ای هماره در نظر ای هنوز بی نظیر
آیه آیه ات صریح سوره سوره ات فصیح
مثل خطی از هبوط مثل سطری از کویر
مثل شعر ناگهان مثل گریه بی امان
مثل لحظه های وحی، اجتناب ناپذیر
ای مسافر غریب، در دیار خویشتن
با تو آشنا شدم با تو در همین مسیر
از کویر سوت و کور تا مرا صدا زدی
دیدمت ولی چه دور دیدمت ولی چه دیر
این تویی در آن طرف پشت میله ها رها
این منم در این طرف پشت میله ها اسیر
دست خسته مرا مثل کودکی بگیر
با خودت مرا ببر، خسته ام از این کویر
( قیصر امین پور)
239- اخلاص اخلاص یکتایی آری یک تویی خالص شدن برای او بسوی او و بودن آدمی به خلوص که دوست داشتن اگر به اخلاص رسیده باشد دوست را به دوست همانند می کند.
240- زندگی چیست ؟ اگر خنده است چرا گریه میکنیم ،اگر گریه است چرا میخندیم ،اگر زندگی است چرا میمیریم ،اگر مرگ است چرا زندگی میکنیم،اگر عشق است چرا به ان نمیرسیم، اگر عشق نیست چرا عاشق میشویم
241- خدایا همواره تو را سپاس میگذارم ، که هر چه در راه تو و در راه پیام تو پیشتر می روم و بیشتر رنج می برم ، آنها که باید مرا بنوازند میزنند ،
آنها که باید همگامم باشند ، سد راهم می شوند،
آنها که باید حق شناسی کنند ،حقکشی می کنند ،
آنها که باید دستم را بفشارند ،سیلی می زنند ،
آنها که باید در برابر دشمن حمله کنند ،پیش از دشمن حمله میکنند
و آنها که باید در برابر سم پاشی های بیگانه ستایشم کنند ، تقویتم کنند، امیدوارم کنند و تبرئه ام کنند
سرزنشم می کنند ، تضعیفم می کنند ، نومیدم می کنند ،متهمم می کنند،
تا در راه تو از از تنها پایگاهی که چشم یاری دارم و پاداشی ،نومید شوم ، چشم ببندم ،رانده شوم…
تا تنها امیدم تو شود
چشم انتظارم تنها به روی تو باز ماند ، تنها از تو یاری طلبم ، تنها از تو پاداش گیرم ، در حسابی که با تو دارم شریکی نباشد تا :
تکلیفم با تو روشن شود ، تا تکلیفم با خودم معلوم گردد تا حلاوت اخلاص را که هر دلی اگر اندکی چشید ،هیچ قندی در کامش شیرین نیست ،بچشم
خدایا اخلاص ! اخلاص!
242- خدایا کفر نمی گویم
پریشانم
چه می خواهی تو ازجانم
مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی
خداواندا
اگر روزی ز عرش خود به زیر ایی
لباس فقر بپوشی
غرورت رابرای تکه نانی
به زیر پای نامردان بیاندازی
و شب آهسته و خسته
تهی دست و زبان بسته
به سوی خانه باز آیی
زمین و آسمان را کفر می گویی
نمی گویی
خداوندا
اگر در روز گرما خبر تابستان
تنت بر سایه ی دیوار بگشایی
لبت برکاسه ی مسی قیر اندود بگذاری
و قدری آن طرف تر
عمارتهای مرمرین بینی
و اعصابت برای سکه ای این سو آن سو در روان باشد
زمین و آسمان را کفر می گویی
نمی گویی
خداوندا
اگر روزی بشر گردی
زحال بندگانت با خبر گردی
پشیمان می شوی از قصه خلقت ، از این بودن از این بدعت
خداوندا تو مسئولی
خداوندا تو می دانی که انسان بودن و ماندن
در این دنیا چه دشوار است
چه رنجی می کشد ان کس که انسان است و از احساس سرشار است.
روشهايي برای گرفتن عکسهای با کیفیت مطلوب توسط موبایل
شاید شما هم از اون دسته از افرادی هستید که از گوشی های تلفن همراهتان برای عکاسی برای هر سوژه ای که در طول روز با آنها برخورد میکنید استفاده میکنید و از اونجایی که موبایلتون همیشه همراه شماست میتونید عکسهایی جالبی باهاش بگیرید اما از کیفیت و نوع عکسهای گرفته شده راضی نیستید.من چند روش رو به شما پیشنهاد میکنم که شاید شما هم اونها رو تجربه کرده باشید.
* گرفتن عکسهای زیاد- بهترین راه گرفتن عکسهای زیاد از سوژه مورد نظرهست و بعد از اون میتونید بهترین عکس رو انتخاب و بقیه رو پاک کنید (البته باید به میزان حافظه ی گوشیهای خودتون توجه داشته باشید)
* نزدیک شدن به سوژه - از آنجایی اغلب گوشیها امکان زوم ندارند و یا در صورت داشتن امکان زوم از زوم دیجیتال استفاده میکنند که کیفیت عکس رو پایین میاره پس به اندازه کافی به سوژه نزدیک شوید تا اما نه زیاد به طوریکه عکس تار نشه وجزییات سوژه به خوبی مشاهده بشه .یک یا دو قدم میتونه فاصله مناسبی برای عکس گرفتن باشه.
* گرفتن عکس از نگاه مستقیم - وقتی که قصد عکس گرفتن رو دارید سعی کنید طوری عکس بگیرید که سوژه در حال نگاه کردن به دوربین باشه چون عکاسی با این شیوه احساس زنده بودن رو به عکس میده.
* عکاسی در نور کافی - اگرچه اغلب گوشیهای جدید دارای فلش برای عکاسی هستند اما برای بهتر شدن کیفیت عکس باید در محیطی که نور کافی وجود داره عکاسی کنید در غیر این صورت عکسهای گرفته شده تاریک و رد رد میشن. در محیطهای سرباز طوری عکس بگیرید که نور خورشید به سوژه شما بتابه و نه به طرف لنز دوربین.در محیطهای سربسته هم با روشن کردن لامپهای اضافی نور کافی رو تامین کنید.
* استفاده از پس زمینه هموار- عکاسی در زمینه یکدست و هموار سوژه رو بهتر از زمینه شلوغ نمایش میده.مواظب باشید که وقتی مثلا از فرد درجلوی درخت عکس میگیرید درخت از بالای سر فرد عبور نکرده باشه و یا ماشینی در حال عبور نباشه.
* انتخاب بالاترین رزولوشن - اغلب گوشیها برای عکاسی امکان انتخاب سایزهای متفاوتی رو برای عکاسی میدن.مطمین شوید که بالاترین رزولوشن رو برای عکاسی انتخاب کرده اید.
* استفاده از زوایای مختلف - سعی کنید با چرخوندن گوشی ببینید که عکس گرفتن در حالت عمودی بهتره یا افقی و در کدوم حالت جزییات بیشتری رو میشه در عکس دید.
* ثابت کردن گوشی - سعی کنید تا اونجا که جا داره از لرزش دست و سوژه خودداری کنید و اگر امکان داره گوشیتون رو یه جا ثابت کنید.مثلا روی میز قرار بدید یا در محیط سرباز روی یک ماشینی که پارک شده قرار بدید.
-------------------------------------------------------------------------------
1- اینکه اگر در محیط باز و زیر نور آفتاب میخواید عکس بگیرید به زاویه تابش دقت کنید تا اوجایی که ممکنه سعی کنید پشت به آفتاب عکس بگیرید
2- با وایت بالانس دوربین میزان نور رو کنترل کنید و تنظیمات دوربین رو تغییر بدید تا به حد مطلوب برسه
3- برای بهتر شدن کار میتونید از فوتوشاپ هم استفاده کنید و میزان کنتراست و رنگ و این چیز ها رو بهتر کنید
4- سعی در پیدا کردن سوژه کنید و ذهنتون رو برای گرفتن عکس و کادر بندی باز کنید
5- هنگام عکاسی به همه چیز دقت کنید و با حوصله عکاسی کنید
----------------------------------------------------------------
self timer
زمان سنج گوشی که مثلا تنظیم کنید بعد از 10 ثانیه عکس رو به شکل اتوماتیک بگیره
show grid
خطوط کمکی برای کادر بندی سعی کنید سوژه شما روی نقاط تقاطع خطوط قرار بگیره
scene mode
شما میتونید یک سری تنظیمات از پیش تعیین شده برای حالات مختلف رو اینجا انتخاب کنید مثلا لند اسکیپ برای عکاسی از منظره مناسبه
البته گاهی هم ممکنه نتیجه مطلوب رو نده
light sensit
ایزو که شما میتونید مقدار اون رو بالا و پایین ببرید
در مقادیر بالا سرعت عکس گرفتن بالا میره و البته به همون میزان نویز زیاد میشه
در مقادیر پایین زمان گرفتن عکس بالا میره و مثلا جایی که تاریکه رو روشن تر نشون میده
البته بهترین حالت ایزو همون اتوماتیکه که کمترین نویز رو میده
exposure
تنظیم روشنایی عکسه
مثلا وقتی یه منبه نور قوی مستقیما به عکس میتابه میتونید اونو کم کنید تا نویز کم بشه و اطراف هم مشخص تر بشه
یا در حالت ماکر اگر با فلش عکس بگیرید میتویند اینو کم کنید تا سوژه های پشتی تیره بشه و از دید خارج بشه
color tune
تنظیم رنگه دیگه کم یا زیاد البته پیشنهاد میکنم در حالت نرمال بگیرید بعدا با فتوشاپ یا چیز دیگه تغییر بدید
sequence
عکس برداری پشت سرهمه
مثلا ده تا عکس رو بدون مکث و پشت سر هم میگیره
sharpness
میزان نمایش جزییات تصویر بالا میره
البته با زیاد کردنش تصویر تیره میشه
contrast
كنتراست بالاتر تكنولوژي توليد رنگ مشكي مصنوعي كاملتر و سفيد درخشانتري را طلب ميكند
----------------------------------------------------------------------------
این روزها هر جا که میروی، چند نفری را میبینی که با تلفن همراه خود مشغول عکاسی هستند. اگر به اماکن باستانی و دیدنی بروید که قضیه پررنگ تر هم میشود. تقریبا بیشتر کسانی که میخواهند تازه گوشی موبایل بخرند، داشتن دوربین برایشان موضوع مهمی است و البته اگر این وسیله را قبلا داشته باشند، این دفعه به کیفیت دوربین هم فکر می کنند. با این همه یک نکته همواره مغفول میماند، چطور باید با دوربین تلفن همراه عکسی با کیفیت بگیریم؟ اشتباه نکنید، منظور روش کار با گوشی نیست; بلکه چگونگی گرفتن یک عکس خوب، مدنظر است. اگر تلفن همراه شما دوربین عکاسی دارد و یا قصد خرید گوشی با این امکان را دارید، حتما به نکات زیر برای عکاسی بهتر، توجه کنید:
۱) گوشی هایی که دوربین عکاسی دارند، معمولا گران تر از انواع دیگر هستند، البته این درجه گرانی، با توجه به قدرت دوربین تغییر می کند ولی در هر صورت شما پول دوربین گوشی را پرداخت کرده اید، پس حتما از آن استفاده کنید! تعجب نکنید، هستند کسانی که گوشی دوربین دار دارند ولی از آن استفاده نمیکنند.
۲) حالا که قرار است از دوربین گوشی تان استفاده کنید، پس بعنوان اولین کار، لنز دوربین را تمیز کنید. دوربین های عکاسی معمولا درپوش مخصوص لنز دارند، اما دوربین های روی گوشی معمولا چنین نیستند و اثر انگشت یا خاک بسیار روی آنها دیده میشود. لنز دوربین را با یک دستمال نخی یا دستمال عینک تمیز کنید.
۳) به فاصله خود و سوژه عکاسی توجه کنید. یکی از مشکلات اساسی در عکس هایی که توسط دوربین های موبایل گرفته می شوند، فاصله زیاد با سوژه است.
۴) درست است که باید به سوژه نزدیک باشید، اما نه آنقدر که همه چیز از حالت طبیعی خارج شود. مخصوصا اگر از صورت یک نفر می خواهید عکس بگیرید، تنظیم فاصله بسیار مهم است.
۵) بصورت فیزیکی به سوژه نزدیک شوید، نه با زوم دستگاه. زوم دیجیتال، عکس بهتری به شما نمیدهد. بهتر است عکس خود را بگیرید و بعد با استفاده از نرم افزارهایی مانند فتوشاپ، هر قسمت را که تمایل داشتید جدا کنید.
۶) پس از تنظیم فاصله نوبت تنظیم نور است، حتما میدانید که هرچه نور تابیده شده به سوژه بیشتر باشد، عکس واضح تری خواهید داشت. این موضوع در همه دوربین ها یکسان بوده و برای همین است که عکاسان از فلش استفاده می کنند. این روزها موبایل هایی به بازار آمده که یا فلش دارند و یا امکان نصب این وسیله روی آنها طراحی شده است; اما اگر گوشی شما این امکان را ندارد، حتما نور محیط را زیاد کنید. مثلا در روز به فضای باز بروید و یا در شب همه چراغ ها را روشن کنید. البته توجه داشته باشید که افراط در هیچ کاری خوب نیست; ا زجمله نورپردازی.
۷) میدانید که نور سفید، مخلوط چند رنگ است. گاهی اوقات این نور در برخورد با عدسی دوربین تجزیه شده و عکس شما را بدرنگ می کند. برای رهایی از این مشکل، از امکانی به نام Balance White استفاده کنید. معادل فارسی این اصطلاح، «تراز سفیدی» است. این قابلیت به شما اجازه می دهد تن مایه های رنگی اضافی را از نور محیط گرفته و عکس هایی با رنگ طبیعی بگیرید.
۸ ) ثابت بودن دوربین مسئله بسیار مهمی است. بسیاری از عکاسان، پایه های با قابلیت حمل آسان دارند که در هر نقطه ای آن را بر زمین می گذارند. عکاسی با دوربین تلفن همراه این امکان را از شما می گیرد پس بهتر است با روش های دیگری، این ثبات را به دست آورید، مثلا می توانید دستی که دوربین در آن است را با دست دیگر نگه دارید یا به جایی تکیه دهید.
۹) تا زمانی که عکس ثبت نشده، تکان نخورید. برخی از دوربین ها وقفه شاتر طولانی دارند. پس هنگامی که دکمه را فشار دادید، ثابت بمانید تا عکس گرفته شده را روی صفحه ببینید.
۱۰) خاصیت دوربین دیجیتالی اینست که می توان به هر تعداد عکس انداخت یا چون فیلم وجود ندارد و شما هزینه ای نمیدهید. از سوی دیگر عکاسی یک هنر بسیار تجربی است و دیگر اینکه عکاسی با هر دوربین، لم خاص خود را دارد. پس آنقدر عکس بگیرید تا با دوربین موبایل تان آشنا شوید.
۱۱) برخی دوربین های موبایل به شما این امکان را می دهند که وضوح عکس تان را انتخاب کنید. به یاد داشته باشید که همیشه وضوح بالا بهتر است.
۱۲) در هر حال اگر از عکس خود راضی نیستید، در دور انداختن آن لحظه ای درنگ کنید. افزایش کیفیت یک عکس با استفاده از نرم افزارهای موجود در گوشی و یا نرم افزارهای کامپیوتری کار چندان ساده ای نیست. در صورتی که به سادگی می توان یک عکس جدید بگیرید.
۱۳) هر روز بر میزان حافظه گوشی تلفن همراه افزوده میشود. به اضافه اینکه شما می توانید از حافظه های جانبی هم استفاده کنید. با این همه بهتر است که عکس های خود را در اولین فرصت به کامپیوتر منتقل کنید. این کار، خطر از بین رفتن عکس ها را کاهش می دهد به اضافه اینکه افراد ناباب را هم در دزدیدن عکس های شما ناکام میگذارد.
۱۴) اگر کیفیت تصویر دوربین شما بالا است می توانید عکس هایتان را چاپ کنید. برای این کار استفاده از فوتو پرینتر، بهترین روش است.
۱۵) خلاصه اینکه در صورتیکه کیفیت تصویر دوربین شما بالا نیست، از خیر چاپ عکس بگذرید که دور ریختن پول است.
---------------------------------------------------------------------------
تنظیمات شخصی : با رفتن داخل این حالت شما میتونید طبق تنظیمات خاصی که خودتون مشخص میکنید عکس بگیرید مثلا اگر داخل این حالت مشخص کرده باشید که عکاسی بدون فلاش از صحنه های نزدیک , با انتخاب این گزینه دوربین از حالت پیش فرض خارج شده و طبق تنظیمات شما عکاسی میکنه
2. حالت عکسبرداری از فاصله نزدیک : با انتخاب این گزینه دوربین به شما اجازه خواهد داد از اشیاء خیلی نزدیک عکسبرداری کنید این حالت که اصطلاحا مایکرو نیز نامیده میشه برای عکاسی از اشیاء از فواصل بین 6 تا 60 سانتیمتر استفاده میشه
3. عکاسی از چهره : این حالت بهترین حالت برای عکاسی از چهره را در اختیارتان قرار میده که با این گزینه میتونید تصاویر چهره با وضوح بیشتر و کیفیت بالاتر داشته باشید .
4. عکاسی از منظره : این حالت به شما این امکان رو میده که شما از افق و مناظر دور دست عکس های با وضوح بیشتری داشته باشید , این حالت این امکان رو به شما میده که وضوح در تصویر در اشیاء دور دست رو افزایش دهید و فاصله کانونی عدسی رو روی اشیاء دور تنظیم کنید
5. عکاسی ورزشی : این حالت عکاسی مخصوص سوژه های متحرک است , بدین معنی که با استفاده از این گزینه شما قادر خواهید بود از تصاویر در حال حرکت جزئیات دقیقتری رو ثبت کنید و حرکت شیئ یا شخص متحرک در تصویر نمایان نباشد
6. عکاسی در شب : این حالت عکاسی مخصوص عکاسی درشب و بدون فلاش است , یعنی در هوای تاریک که نمیخواهید از فلاش استفاده کنید این حالت نور را افزایش داده و تصاویر واضح تری به شما نمایش میدهد
7. عکاسی از چهره در شب : البته این گزینه در تصویر بالا پیدا نیست ولی اینجا به شرح ان خواهم پرداخت , از این حالت میتوانید جهت عکاسی از چهره در شب همراه بافلاش استفاده کنید , که با این حالت تصویر وضوح بیشتری خواهد داشت
-------------------------------------------------------------
فلاش
این قسمت همونطور که همه میدونید مربوط میشه به تعیین حالت فلاش در عکاسی , به این معنی که شما مدیریت فلاش رو در اختیار میگیرید .
1. اتوماتیک : خوب همونطور که مشخصه با تعیین این حالت خود دوربین به فعال شدن یا نشدن فلاش مدیریت میکنه و بسته به روشنی یا تاریکی هوا فلاش فعال یا غیر فعال خواهد بود .
2. روشن : با انتخاب این حالت تحت هر شرایط نوری که باشید دوربین فلاش خواهد زد .
3. قرمزی چشم : با روشن کردن این حالت شما از قرمز شدن چشم در عکس جلوگیری خواهید نمود , به این معنی که دوربین با مدیریت نور جلوی قرمز شدن چشم در تصویر را خواهد گرفت .
4. خاموش : با انتخاب این حالت هم که فلاش تحت هر شرایطی غیر فعال است .
--------------------------------------------------------
تایمر
خوب این قسمت مربوط میشه به تایمر یا زماندار عکاسی به این معنی که با انتخاب هر یک از گزینه های این قسمت همان مدت زمان برای گرفتن عکس طول خواهد کشید , به عنوان مثال با انتخاب گزینه 2 ثانیه , بعد از فشردن دکمه عکاسی 2ثانیه فرصت جهت گرفتن عکس میباشد , البته ناگفته نماند این حالت بیشتر مختص دوربین های دیجیتال بوده و در انها کاربردی تر میباشد زیرا قابلیت نصب بر روی پایه و یا قرار دادن در مکانهای خاص را دارا هستند .
---------------------------------------------------------------------------
بالانس یا میزان نور مکان
این قسمت مختص تنظیمات دستی مربوط به میزان نوردهی محیط است که به صورت تک تک توضیح خواهم داد :
1. اتوماتیک : که در این حالت همه تنظیمات در دست دوربین خواهد بود .
2. افتابی : این حالت مناسب برای عکاسی در زیر نور شدید خورشید و در محیط های پر نور و حتی گرفتن عکس مستقیم از خود خورشید است که با تنظیم لنز از سفید شدن عکس جلوگیری میکند .
3. ابری : در شرایطی که نور متعادل و هوا ابری است از این حالت میتوان استفاده نمود , یعنی محیط نور دارد ولی کم است که در صورت عادی بودن عکس سیاه میشود ! با انتخاب این حالت تصویر گرفته شده روشنتر خواهد بود
4. لامپ های پر مصرف : این گزینه به شما اجازه تهیه عکس در محیط هایی که از نور زرد رنگ لامپهای رشته ای یا پر مصرف استفاده میشود را میدهد و عکس واضح تری در اختیارتان قرار میدهد .
5. لامپ مهتابی : در محیط هایی که از نور سفید و ملایم لامپ های مهتابی یا فلورسنت استفاده میشود استفاده از این گزینه توصیه میشود .
-----------------------------------------------------------------------
جبران نور محیط
این قسمت مربوط میشود به تنظیمات دستی نور جهت بهتر شدن عکس , شما به غیر از اینکه میتوانید بسته به نور محیط حالت عکاسی را انتخاب کنید تا نور اتوماتیک تنظیم شود , به صورت دستی با این قسمت به راحتی قادر به تنظیم شفافیت عکس خواهید بود , فکر نمیکنم لازه به توضیح باشه که با اسکرول رول وسط و بالا پایین کردن ان نور محیط عکاسی کم یا زیاد خواهد شد.
آنو : خدای آسمان . پدر خدایانی که به جهان آسمانی تعلق دارند . خدای اقتدار . مورد پرستش در شهر اوروک . پدر الهه ایشتار.
آشور : خدای آشور" آفریننده خویش" سرور تمام خدایان" خدای آسمان و زمین" تععین کننده سرنوشت. مورد پرستش در شهری به نام او آشور.
بعل یا انیل : سروری قایم به خویش" خدای طوفان" پدر خدایان. تعیین و ثبت کننده سرنوشت جهان . مورد پرستش در شهر نیپور.
ایا : خدای ((خانه آب))" منبع دانش . جادوگر خدایان . شاه خرد و هوش . سرور انسانیت . خدای بابل.
ایشتار : الهه سیاره ونوس ( زهره = ناهید ) . الهه عشق و لذت . ونیز الهه جنگ و باروری . مورد پرستش در شهرهای اوروک در بابل و به ویژه در نینوا.
مردوک : شاه خدایان" سرور سروران" شاه آسمانها و زمین" پخش کننده خرد" زاینده (( سرسبزی.غلات و گیاهان )). ارباب حیات. پسر ایا. پدر نبو. خدای بابل.
نبو : خدایی که فرا میخواند و هشتار میدهد. کسی که سرنوشت انسانها را مینویسد و روزهای عمر آنها را تعیین میکند . خدای بابل.
نوسکو : خدای آتش. پیک خدای بعل . زن او سادارنونا است .
شمش : خدای خورشید " منبع زندگی و باروری" خدای شجاعت" خدای عدالت و حق" داور خدایان و زمین" خدای غیب گویی . زن او آیا است.
سین : خدای ماه " مسلط بر خورشید و زهره" معیار زمان" خدای خرد . زن او نینگال است . مورد پرستش در اور و حران.
ایزدان اصلی مورد پرستش یا شناخته شده ایرانیان
اهریمن : اصل تاریکی" نادانی و بدی .
اهورا مزدا : اصل برتر" سرور جهان" آفریننده خرد" همجا حاضر" نیروی حیاتی طبیعت .
دیوها : نیروهای معارض خدایان" ضد انواع خدایان. فعال و حاضر.
مهر (میترا) : مادها به ویژه او ره همتای اهورا مزدا میدانستند" تنظیم کننده حرکت اجرام سماوی و ستارگان . فرمانده زندگی انسانها و شاهان" تعیین کننده سامان و سازمان اجتماعی.
اورمزد : اصل نور" معرفت و نیکی . ( اورمزد همان اهورا مزدا به زبان پهلوی ساسانی است )
زروان : خدای زمان" یگانه نیروی آشتی دهنده اورمزد و اهریمن .
آنو : خدای آسمان . پدر خدایانی که به جهان آسمانی تعلق دارند . خدای اقتدار . مورد پرستش در شهر اوروک . پدر الهه ایشتار.
آشور : خدای آشور" آفریننده خویش" سرور تمام خدایان" خدای آسمان و زمین" تععین کننده سرنوشت. مورد پرستش در شهری به نام او آشور.
بعل یا انیل : سروری قایم به خویش" خدای طوفان" پدر خدایان. تعیین و ثبت کننده سرنوشت جهان . مورد پرستش در شهر نیپور.
ایا : خدای ((خانه آب))" منبع دانش . جادوگر خدایان . شاه خرد و هوش . سرور انسانیت . خدای بابل.
ایشتار : الهه سیاره ونوس ( زهره = ناهید ) . الهه عشق و لذت . ونیز الهه جنگ و باروری . مورد پرستش در شهرهای اوروک در بابل و به ویژه در نینوا.
مردوک : شاه خدایان" سرور سروران" شاه آسمانها و زمین" پخش کننده خرد" زاینده (( سرسبزی.غلات و گیاهان )). ارباب حیات. پسر ایا. پدر نبو. خدای بابل.
نبو : خدایی که فرا میخواند و هشتار میدهد. کسی که سرنوشت انسانها را مینویسد و روزهای عمر آنها را تعیین میکند . خدای بابل.
نوسکو : خدای آتش. پیک خدای بعل . زن او سادارنونا است .
شمش : خدای خورشید " منبع زندگی و باروری" خدای شجاعت" خدای عدالت و حق" داور خدایان و زمین" خدای غیب گویی . زن او آیا است.
سین : خدای ماه " مسلط بر خورشید و زهره" معیار زمان" خدای خرد . زن او نینگال است . مورد پرستش در اور و حران.
ایزدان اصلی مورد پرستش یا شناخته شده ایرانیان
اهریمن : اصل تاریکی" نادانی و بدی .
اهورا مزدا : اصل برتر" سرور جهان" آفریننده خرد" همجا حاضر" نیروی حیاتی طبیعت .
دیوها : نیروهای معارض خدایان" ضد انواع خدایان. فعال و حاضر.
مهر (میترا) : مادها به ویژه او ره همتای اهورا مزدا میدانستند" تنظیم کننده حرکت اجرام سماوی و ستارگان . فرمانده زندگی انسانها و شاهان" تعیین کننده سامان و سازمان اجتماعی.
اورمزد : اصل نور" معرفت و نیکی . ( اورمزد همان اهورا مزدا به زبان پهلوی ساسانی است )
زروان : خدای زمان" یگانه نیروی آشتی دهنده اورمزد و اهریمن .
نیشتمانم ڕۆ
لهو یهکدوو حهوتووهی ڕابردوودا که له سهکۆی فهیسبووکی هاوڕێی خۆشهویستم کاک هێدی، چهند بهرههمی چاپکراویی مامۆستا هێمن له ڕؤژنامهی "کوردستان"{ ی چاپی تاران}، سهرلهنوێ بڵاوکرابووهوه، دۆستیک وهک سکاڵا و گلهیی پێی ڕاگهیاندم که بۆچی ئهو پارچه شێعرهی که به بۆنهی ئاشبهتاڵ (1975) گوتراوه و له گۆڤاری (نووسهری کوردستان، ژماره16، ساڵی 1988، ل 177ـ 179) دا بۆ یهکهمجار چاپکراوه، له دیوانی هێمن موکریانی دا قرتاوه، کهچی شێعری (بههاری بێ خهزان) که به کوڕی "شا"ی ههڵاگوتراوه، زهق بووهتهوه، ئایا ئهوه بهرژهوهندخوازیی نهبووه؟
ئهمن ههمیشه نهزهرم وابووه، بهرههمی ئهو نووسهر و شاعیرانهی که له سهر ڕهوتی ئهدهبی و ڕۆشنبیریی کۆمهلگا کارتێکهرییان ههبووه و ههیه، دهبێ بخرێنهڕوو تهنانهت ئهگهر نێوهرۆکیهێندێک له بهرههمهکان نابهدڵ، یان به پێچهوانهی ویست و خوازی کهسێک، دهستهیهک، حیزبێک یان لایهنگرانیانهوه بن.
بهڵام ئهوهی راستی بێ، نهخێر، مهسهلهی بهرژهوهندخوازیی لهگؤڕێدا نهبووه. له دواههمین ساڵی دهرچوونی گۆڤاری گزینگ(1993ـ 2003)، که ئهو پارچهشێعرهم له لایهن برادهرێکی کوردستانی گهرمێنهوه بۆ چاپکردن به دهست گهیشت، هێندێک له قاقهزدانهکانی ئهرشیڤی گزینگ به هۆی کهمتهرخهمیی له کاتی ماڵگواستنهوهدا شوینبزر بوون. ههڵبهت ئهو پارچهشێعرهش یهکێک بوو له وان و، بهداخهوه هاوکات لهگهڵ تایپکردن و پێداچوونهوهی دیوانی هێمن موکریانی و ناردنی بۆ چاپ، دهستم به هیچ کوێ ڕانهگهیشت.
به کورتی، ئێسته که پارچهشێعرهکهم دۆزیوهتهوه، ئهوا بۆ ڕهواندنهوهی ههر چهشنه تهمێک، له ماڵپهڕی گزینگ دا بڵاودهبێتهوه.
س. چ. هێرش
هێمن موکریانی
ســــــــــــــــــهرلێشێواوم، دیلم، ڕهنجهڕۆ
له بۆ ئهم و ئهو، خۆم کرد دهستخهڕۆ
چی به کوشتم دا، ڕۆیی بـــــــــــــهفیڕۆ
لهنێو گهلاندا، سووک بووم وهک پهڕۆ
ناو و ناوبانگی کـــــــــــــــــوردستانم ڕۆ
ڕۆڵهی جوانم رۆ، نیشتمـــــــــــــــانم ڕۆ
دوای چهندساڵ جهنگ و، ئهمشاخ، ئهوشاخێ
گشت ڕۆژێ دامنا، لـــــــــــــــــــــه سهر دڵ داخێ
فریوی کێم خــــــــــــــــــــوارد، لووت کهڵهشاخێ
بۆچی به خوێنم تـــــــــــــــــــــــــــــهڕکا دهماخێ
خـــــــــــــــــانه و لانم ڕۆ، ئاو و نانم ڕۆ
ڕۆڵهی جوانم ڕۆ، نیشتمـــــــــــــــانم ڕۆ
کــــــــــــوڕم به کوشت دا، بۆ نیشتمانم
لــــــــــــــــــه ڕێی شهڕهفدا دامنا ژیانم
بهسبێ نۆکــــــــــــــهریی بۆ هاوسێیانم
واش به سهرشۆڕیی له قوون دهرکانم
قـــــــــــــــــــــــارهمانم ڕۆ، هۆی ژیانم ڕۆ
ڕۆڵهی جوانم ڕۆ، نیشتمـــــــــــــــانم ڕۆ
بۆ ئازادیی کــــــــورد، تاوم دا شۆڕش
لاوانم وهک شێر، دهیـــــانبرد هێرش
چیم وهدهسکــــهوت، "پڵاو و خۆرش"
بوومــــــــــه گهپجاڕی نهتهوه کۆرش
ڕهنجی شــــــانم ڕۆ، ورهی ژیانم ڕۆ
ڕۆڵهی جوانم ڕۆ، نیشتمـــــــــــانم ڕۆ
تا پێیان خۆشبوو، شـــــــهڕیان پێکردم
بـــــــــه خوێنی لاوان، ڕهنگاندم ههردم
کێ دڵسۆزمـــــــــــــــــــــه، تا بڵێم کوردم
چهندبهدڵ دهمکرد، دهک بهملی وردم
ســــــــــــــــهد لاوی خاوهن دهزگیرانم ڕۆ
ڕۆڵهی جوانم رۆ، نیشتمـــــــــــــــــانم ڕۆ
بۆ ئێمه هــــــــهموو جێیهک لۆزان بوو
ههر کردهی ئێمه و، بردهی دزان بوو
دادپرسین لهبۆ هـــــــــــهموو هۆزان بوو
که نۆرهی کوردهات، دانا نهزان بوو!
قازی و شیخ مهحموود، کاک ئیحسانم ڕۆ
ڕۆڵهی جوانم ڕۆ، نیشتمـــــــــــــــانم ڕۆ
شـــــــای خوێڕی گوتی: تۆ خزمی خۆمی
به ڕێ و شوینی ئهو، خۆم خسته گۆمی
ئهویش بۆمن بوو به کــــــــــابرای ڕۆمی
خوێنی فرۆشتم بــــــــــــــــه ئاوی چۆمی
منداڵی ســــــــــــــــــاوای بهستزمانم ڕۆ
ڕۆڵهی جوانم ڕۆ، نیشتمـــــــــــــــانم ڕۆ
سوێندی بۆخواردم، به تهخت و تا جی
ئازادی و شادیی کـــــــــــورده، ئامانجی
دوایی وهدهرکهوت، کورت و کرمانجی
خوێنی من دهڕژێ و، بۆ ویش قازانجی
بارهگای حــــــــــــــــــــاجی هۆمهرانم ڕۆ
ڕۆڵهی جوانم ڕۆ، نیشتمـــــــــــــــانم ڕۆ
چڵکـــــــــــــــاوی دامێ، وای زانی قازم
جیهان دهزانێ، هـــــــــــــــهڵۆم و بازم
به هیوای"شا" بووم، بۆیه زۆر سازم
شهرته تاکوو ههم، بهکهس نهنازم
پاڵـــــــــــــــــــــــــهوانم ڕۆ، پشتیوانم ڕۆ
ڕۆڵهی جوانم ڕۆ، نیشتمـــــــــــــــانم ڕۆ
کێ بوو تائێستا، ههڵهبێ، وهک من
پــــــــــهنام برده بهر ناپیاو و دوژمن
بارمتهی لێم گرت، لــــه منداڵ و ژن
کهوتوومه دهریای بێ سهر و بێ بن
ڕێی پهلهقاژه و دهرهتــــــــــــــانم ڕۆ
ڕۆڵهی جوانم ڕۆ، نیشتمــــــــــانم ڕۆ
دهمی هێنا پێش لــــــــــــــــه کاروبارم
بهتۆپ ڕووخاندی، چهندگوندو شارم
لهناکاو سازا و، شێواندی کـــــــــــارم
وهک خاوهنکار بێ و، منیش ڕیبوارم
پووشووی ســـــهردهستی پێشینانم ڕۆ
ڕۆڵهی جوانم ڕۆ، نیشتمــــــــــــــانم ڕۆ
لــــــه ڕووی دێ دهڵێ: "شۆڕش بێ هێز بوو
بـــــــــــــهرهی پێشمهرگه زۆر بێ پارێز بوو"
کــــــــــــهنگێ لاوی کورد، پیشهی گورێز بوو
خاوهنی"شا" بووم، "شا"ش کهری دێز بوو
هێزی پێشمهرگـــــــــــهی بێ وچانم ڕۆ
ڕۆڵهی جوانم ڕۆ، نیشتمــــــــــــــانم ڕۆ
نیوه چۆمێکی کـــــــــــــــڕی به خوێنم
منیش نیشانهی تــــــــهشهر و جوێنم
وادهسبهتاڵ و ئهستۆ بــــــــــــه کوێنم
نهمرم، پهتپهتی سهی به سهر دێنم
چهند هــــــــــــهزار لاوی پارتیزانم ڕۆ
ڕۆڵهی جوانم ڕۆ، نیشتمـــــــــــــانم ڕۆ
ســــــاڵ نییه جـــــــارێک فکری ڕاوی شا
لهگــــــهڵ شهیتانا، نهبهن نـــــــاوی شا
کــــــــــــــــوا له جیهاندا، ماوه باوی شا
گێژبووم، چاردهساڵ بووم بهپیاوی شا
لاوی سۆران و بــــــــــــــــــــــــــادینانم ڕۆ
ڕۆڵهی جوانم ڕۆ، نیشتمـــــــــــــــانم ڕۆ
تــــا رؤژێک دهدڕم پهڕۆی سهرشانم
تفـــــــهنگ وهزمان دێ بۆ کوردستانم
مووشهک دهکێشێ ڕێـــــــــــــگهی ژیانم
چی بهسهر "شا" دێ، بۆخۆم دهزانم
هـــــــــــــهر دهڵێم شێری بێشهڵانم ڕۆ
ڕۆڵهی جوانم ڕۆ، نیشتمــــــــــــانم ڕۆ
بهغدا،10/10/1978
واو له كوردیدا، به پێی نهخشێكی كه له ناو وشه یان ڕستهدا ههیهتی به چهند جۆر دابهش دهكرێ:
1_ و(w )، واوی ئهسڵی كه وهك یهكێك له پیت(تیپ)ه سهرهكییهكانی زمانی كوردی بهكاردێ، وهك: وهره، چووم، هیوا، گرێو..
2_ و (u)، واوی عهتف یا ڕهبت كه دوو وشه یان دوو ڕستهی بڕگهیهك به یهكهوه گرێدهدا، وهكوو: نالی و مهحوی، هیوا هات و وریا ڕۆیشت..
ئهگهر له ڕستهیهكدا بخوازرێ پشوو بدرێ و نهفهس تازه بكرێتهوه، یان سووكه وهستانێك له نێوان ڕستهكاندا بكرێ، باشتر وایه كه ئهو جۆره واوه ئاوا بنووسرێ: (و، ... و؛)، دیاره به گوێرهی كر و داڕشتن و شێوهی دركاندن و خوێندنهوه له زمانی كوردیدا كاتێك وێرگول(،_؛)، خاڵ|نوخته(.) یان نیشانهی پرسیار و سهرسووڕمان(؟_!) دادهندرێ و ڕسته كۆتایی پێدێ، دروست نییه كه سهر لهنوێ ڕسته یان بڕگهكه به واوی وهستاو(و) دهست پێبكهینهوه. زۆربهی نووسهران، بهتایبهت له{شێعر} وهرگێڕاندا، بهداخهوه ئهو مهبهسته لهبهرچاو ناگرن و زۆرجار، بۆ نموونه: (واوی فارسی و عهڕهبی...) و (andی ئینگلیسی و ochی سوێدی)، كه له دوای كۆتایی ڕستهدا دێن، یان دهیقرتێنن یان به وهستاوی و نهدركاوی (و:vi) له ڕستهدا دهكاری دێنن.
3_ وه (we) ی سهرهتا یان دهستپێكردنهوه، كه زۆر كهس له خۆڕا خۆی لێ نهبان كردووه، ئهوهیه كه دوو ڕستهی درێژ، دوو بڕگه و پاڕاگراف، یان مهبهستی پێشترگوتراو دهگهڵ مهبهستی دواتر به یهكهوه دهبهستێتهوه و دروست وایه كه له وهرگێڕاندا به وردی لهبهرچاو بگیرێ...
ئهوهش بزانین كه له ڕێنووسی زمانی كوردیدا، ههرچی به سهر زاردا بێ و، ههر لهفزێكی بدركێ ئهشێ وهك خۆی بنووسرێتهوه. وهك چۆن دهنووسین: كه، ده، له، حهی، بڤ... ههرئاواش دهبێ ئهو(وه)یه لهبری (و) بنووسرێ.
سهرچاوه: گزینگ، ژماره 38، بههاری 2003، (بیرهوهرییهكانی وهفایی و چهند ڕهخنه و تێبینی: س.چ هێرش، ل58_67)، ل61 ، ئهستوونی1.
(سخنانی از معلم شهید دکتر شریعتی)
1- ترجیح میدهم باکفشهایم در خیابان راه بروم وبه خدا فکرکنم تا اینکه در مسجد بنشینم وبه کفشهایم.
2- هر کس آنچنان میمیرد که می خواهد.
3- رقت بارترین منظره ای که مرگ را نیز میگریاند.التماس یک گرگ است!
ناله عاجزانه یک شیر!
نه……
گریستن یک مرد………!
4- آنچه میخواهیم نیستیم و آنچه هستیم نمیخواهیم ٬ آنچه دوست داریم نداریم و آنچه داریم دوست نداریم و عجیب است هنوز امیدوار به فردائی روشن هستیم ساعتها را بگذارید بخوابند . بیهوده زیستن را نیازی به شمردن نیست.
5- جهان را ما ، نه آنچنانکه واقعا هست می بینیم ، جهان را ما آنچنانکه ما واقعا هستیم ، می بینیم
6 - بشر » یک بودن است و «انسان » یک شدن.
7- آگاهی اگر چه به رنج ، ناکامی و بدبختی منجر شود ، طلیعه راه و طلیعه روشنایی ، طلیعه نجات بشریت است ،… از جهلی که خوشبختی ، آرامش ، یقین و قاطعیت میآورد ، هیچ چیز ساخته نیست.
مقدمه:
در بسیاری از جوامع افراد را از لحاظ کلاس اجتماعی و سطح تربیتی به پنج گروه A,B,C,D,E تقسیم بندی میکنند. در این دسته بندی افرادی که در کلاس اجتماعی A قرار میگیرند، کسانی هستند که از لحاظ شخصیتی، سطح فکری، ادب، رعایت قانون و مشارکت سالم در ایجاد تمدن، دارای بالاترین امتیاز می باشند. هر چه این امتیازات کاهش می یابد، کلاس اجتماعی افراد به رده های D,C,B و E تنزل می یابد. در این مقاله به 5 معضل اساسی جامعه کنونی اشاره نموده و مشخص میکنیم افراد با چه کلاس اجتماعی در ایجاد این معضلات دخالات دارند.
1- فرهنگ رانندگی
متاسفانه در بین کشورهای در حال توسعه فرهنگ رانندگی ایرانیان در سطح بسیار پایینی قرار دارد. در حالت کلی نوع رانندگی افراد هر جامعه تاثیر بسزایی در برقراری نظم و انضباط اجتماعی داشته و میتواند در ارتقای حس امنیت عمومی کمک زیادی نماید.
برخی از هنجار شکنی های متداول در این زمینه عبارتند از:
· رعایت نکردن حقوق عابرین پیاده: اولین اصل رانندگی امن این است که در هر صورت و در هر شرایطی الویت عبور با عابرین پیاده است. اما در عمل شاهد آن هستیم که بسیاری از رانندگان بادیدن عابرین پیاده نه تنها اجازه عبور به آنها را نمی دهند، بلکه با افزایش سرعت و انحراف از مسیر اصلی رعب و ناامنی زیادی را ایجاد می کنند.
راه صحیح: با دیدن عابر پیاده در هر شرایطی باید از سرعت اتومبیل کاسته و تا زمان عبور کامل فرد صبر نموده و سپس به مسیر خود ادامه دهیم.
کلاس اجتماعی متخلفین این گروه: C
.
· عدم حرکت در بین خطوط: از جمله عوامل اصلی ایجاد ترافیک و اختلال در عبور و مرور، عدم حرکت در بین خطوط مشخص شده در معابر است. برخی رانندگان به دلایلی مانند ترافیک سنگین، بطور مداوم از مسیر خود منحرف شده و علاوه بر اینکه برای دیگر رانندگان ایجاد مزاحمت میکنند، در تشدید ترافیک و بر هم زدن نظم عمومی، ایفای نقش می نمایند. اینگونه افراد تصور میکنند با مسدود کردن مسیر حرکت دیگران انسانهای زرنگ و با ذکاوتی هستند که امری کاملاً مضحک می باشد.
راه صحیح: خطوط ترسیم شده در خیابانها باید همانند موانع فیزیکی تصور شوند و باید در طول مسیر خود را ملزم به حرکت در بین این خطوط با حفظ فاصله ایمنی مناسب بدانیم. کلاس اجتماعی متخلفین این گروه: D
.
· استفاده بی مورد از بوق: استفاده گاه و بی گاه از بوق برای برخی از رانندگان بصورت عادتی همیشگی در آمده که این مسئله علاوه بر ایجاد آلودگی صوتی، بطور جدی باعث سلب آسایش دیگران میگردد. گویی برخی برای تخلیه تنشهای عصبی و رهایی از استرس روی به این کار می آورند.
راه صحیح: تا حد امکان از بصدا درآوردن بوق وسیله نقلیه خود خودداری نماییم و تنها در شرایط ضروری از آن استفاده کنیم. کمی صبر و تحمل برای خودروی جلویی یا عابر پیاده یا به اصطلاح راه دادن به آنها، هم باعث میگردد مورد قدردانی قرار گیریم و هم به حقوق دیگران احترام گذارده ایم.
کلاس اجتماعی متخلفین این گروه: D
.
· درگیری فیزیکی هنگام تصادف و بکارگیری الفاظ رکیک: عملی بسیار مشمئز کننده و بدور از رفتارهای سالم اجتماعی که هر نظاره گری را متاثر و متاسف میکند. بعضاً رانندگان به هنگام بروز تصادفات و یا هر گونه موارد دیگر با حالتی جنگ جویانه و با وسایلی مانند قفل فرمان به طرف فرد مقابل هجوم آورده و باعث زد و خورد فیزیکی میگردند. گاهی نیز بدلیل رفتار نامعقول اتومبیل دیگر، با الفاظ رکیک و فحاشی سعی در تادیب دیگران میکنند! معمولاً اینگونه افراد از حالات روانی متعادلی برخوردار نبوده و ناهنجارترین صحنه های اجتماعی را بوجود می آورند که علاوه بر خسارات جسمی و مالی، باعث اختلال در نظم عمومی و تنش در سایر شهروندان می شوند.
راه صحیح: هیچگاه و در هر شرایطی کنترل خود را از دست ندهید. به هنگاه بروز تصادف با آرامش و احترام کامل نسبت به طرف مقابل رفتار کنید. هیچگاه از الفاظ رکیک استفاده نکنید.
کلاس اجتماعی متخلفین این گروه: E
.
.
2- روابط خانمها و آقایان
مقوله طرز برخورد و نحوه احترام گذاردن به خانمها به دلایل گوناگون مانند پیشینه فرهنگی- تربیتی، محدودیت ها، بروز بحران جنسی، افزایش سن ازدواج و تفکرات و عقاید نادرست، تبدیل به معضلی جدی در جامعه کنونی شده است. در ادامه به برخی از نمونه های اصلی اشاره میکنیم:
.
· نگاه صرفاً جنسیتی: برداشت برخی از مردان نسبت به خانمها، کاملاً جنبه جنسیتی داشته بطوریکه جنس مونث را به عنوان ابزاری برای ارزای تمایلات شهوانی خود محسوب میکنند. عوامل روانشناختی پیچیده و متعددی در این قضیه دخیل می باشند. آقایون باید به این باور برسند که جایگاه خانمها بسیار فراتر از موضوع جنسیتی آنها بوده و باید به ارزشهای واقعی این گروه از جامعه واقف باشند. خانمها بطور طبیعی و غریزی زیبایی را دوست دارند و مایلند همیشه ظاهری جذاب و پوششی زیبا داشته باشند و این در اغلب موارد به این دلیل نیست که بخواهند آقایون به دیده جنسی به آنها بنگرند. باید توجه داشت که برای یک خانم هیچ چیزی تحقیر آمیز تر از این نیست که با نگاه جنسیتی به وی نگریسته شود. متاسفانه برخی از مردان در هر رده سنی که باشند وقتی با یک زن برخورد میکنند از نگاه آلوده نمی توانند بگذرند و اقدام به برانداز نمودن اندام وی میکنند که بسیار صحنه ای ناپسند و بدور از شان یک انسان با شخصیت و متمدن است. سوء استفاده از این قشر در امکان عمومی و محیط های کاری یکی از دغدغه های جدی امروز جامعه بحساب می آید. ناهنجاری دیگر استفاده از الفاظ بدور از ادب و یا به اصطلاح "متلک پراکنی" است که وجهه بسیار ناپسندی دارد.
راه صحیح: احترام گذاردن و تکریم خانمها نشانه بارز تمدن و شخصیت هر فرد است. بنابراین زمانیکه به خانمی برخورد می کنید به هیچ عنوان نگاه غرض آلود به وی ننمایید و بسیار عادی و در کمال احترام از کنارش عبور کنید. در محیط کار حد و مرز تعیین کنید و هرگز از خطوط قرمز عبور نکنید. هنگام گفتگو هیچگاه از عبارات و کلماتی که تعابیر جنسی دارند استفاده نکنید. خانمها حس بسیار قوی در فهمیدن نوع نگاه شما به خود دارند. زمانیکه نگاهی سالم به آنها داشته باشید، ارزش و شخصیتتان نزدشان بسیار بالاتر خواهد رفت.
کلاس اجتماعی متخلفین این گروه: E
.
· مزاحمت از طریق اتومبیل: یا به اصطلاح "اتو زدن" امروزه باعث شده چهره شهر بیش از بیش زشت و غیر اخلاقی به نظر برسد. متاسفانه در شهرهای بزرگ بخصوص تهران گاهی شاهد آن هستیم که وقتی خانمی برای سوار شدن تاکسی اولین قدم را در خیابان میگذارد، در همان لحظه اولیه صفی طولانی از اتومبیلها که رانندگان آنها شامل همه گروه های سنی میگردد، در جلوی وی تشکیل میشود. گویی برخی از اتومبیل هایی که در سطح شهر در حال تردد هستند همچون شکارچیانی در پی یافتن صید خود می باشند. باید گفت که این پدیده از بین همه کشورهای جهان، فقط در کشور ایران رواج دارد. در کشوری با چنین تمدن، فرهنگ و گذشته تاریخی غنی، دیاری که مردمان فرهیخته آن زبان زد خاص و عام است، با افتخاراتی جاودان در عرصه علم و دانش. این عمل به اندازه ای مضحک است که اگر فردی از خارج از کشور شاهد ماجرا باشد باعث تعجب و خنده او خواهد شد. واقعاً لحظه ای تفکر: چرا باید اینگونه باشد؟ هیچ دلیلی توجیه کننده این عمل نا زیبا نیست.
راه صحیح: انجام این عمل نشان دهنده شخصیت پایین و مریض گونه می باشد بنابراین هیچگاه مبادرت به این عمل ناپسند نکنید.
کلاس اجتماعی متخلفین این گروه: E
.
.
· آرایش و ظاهر نامتعارف: آراستگی و زیبایی همیشه در حد معقول، مورد پسند و مطلوب جامعه است. استفاده بیش از حد مواد آرایشی و پوشیدن لباسهای تحریک کننده توسط برخی خانمها، مناسب شخصیت آنها و امنیت اخلاقی جامعه نیست. در شرایطی که جوانان بدلیل نبود امکان ازدواج در سنین پایین باید تا زمانی طولانی تر صبر کنند، واضح است که تمایلات جنسی و عدم ارضای آن از یک طرف، و دیدن دخترانی با ظاهری تحریک کننده از سوی دیگر، باعث ایجاد ناامنی برای خانمها و اختلالات رفتاری پیچیده برای آقایون میگردد. اثرات این نوع ناهنجاری ها در نهایت زوال رشد عمومی جامعه را دربر خواهد داشت. این دسته از دختران باید بدانند که اکثر آقایون به دنبال شریکی متعادل با ظاهری مناسب و بدور از جذابیتهای جنسیتی همگانی می باشند.
راه صحیح: پیش گرفتن راه تعادل و دوری از هرگونه افراط و تفریط در نوع آرایش و پوشش مسیری پسندیده و منطقی در برابر همگان قرار خواهد داد.
کلاس اجتماعی متخلفین این گروه: C
.
.
3- روابط مشتری و ارباب رجوع
سلامت روابط تجاری در عرصه های مختلف موضوعی است که اگر جدی گرفته نشود میتواند لطمات جبران ناپذیری به اقتصاد و جامعه وارد آورد. نقش تک تک افراد در ایجاد فضای سالم تجاری و داد و ستد از اهمیت بسیاری برخوردار است. نمونه هایی از برخوردهای غلط متداول در این زمینه عبارتند از:
.
· برخورد غلط با مشتری: گاهی اوقات برخورد صاحبین صنایع و فروشندگان اجناس، بسیار زننده و ناخوشایند است. عدم رعایت ادب، بدرفتاری، جواب های نادرست، بها ندادن به خواسته واقعی مشتریان و سعی در تقلب، از نمونه های بارز اینگونه برخوردها است. تلاش برای کسب سود بیشتر بدون بالا بردن کیفیت محصول، ارائه قیمتهای غیر واقعی و ارائه ننمودن خدمات مناسب پس از فروش نیز بازار فعلی را تحت تاثیر قرار داده است. عباراتی مانند "جنس فروخته شده به هیچ وجه پس گرفته نمی شود" یا "تعویض نمی شود" بسیار زیاد و عباراتی مثل "حق با مشتری است"، بسیار کم دیده می شود. برخی فروشنده ها وقت کافی برای توضیح محصول به مشتری صرف نمی کنند، برخوردی سرد دارند و اگر مشتری اقدام به خرید محصول نکند عصبانی و دلخور میشوند. سعی در قبولاندن حرفهای خود در خصوص یک جنس بخصوص دارند بدون اینکه سلیقه و خواسته مشتری را مد نظر داشته باشند. اجناسی را با برند و برچسب تقلبی به جای اصل به مشتری معرفی میکنند.
راه صحیح: مشتری مداری و رضایت مشتری را همیشه اصل اول قرار دهیم. با رفتار خوب و ارائه خدمات بهتر، مشتری را جذب تجارت خود نماییم. بدانیم که نقش همه افراد در داشتن یک اقتصاد پویا برای یک کشور ضروری است. احترام به مشتری را فراموش نکنیم و بدانیم که او پادشاه است. صداقت در کار و تجارت را هیچگاه فراموش نکنیم.
کلاس اجتماعی متخلفین این گروه: C
.
· قیمت های متغیر: روی اجناس خود اتیکت قیمت نصب نمی کنند و به اصطلاح قیمت را از روی ظاهر مشتری تعیین میکنند. از اعتماد مشتریان قدیمی خود سوء استفاده میکنند. در جمع فاکتور عمداً اشتباه می کنند. از ابزارهای نوین تجاری مانند بارکد، فاکتور دیجیتالی و نرم افزارهای خرید و فروش استفاده نمی کنند.
راه صحیح: روی کلیه اجناس اتیکت قیمت نصب شود. دستگاه بارکد خوان تهیه گردد و فاکتور خرید مشتری بعد از اتمام کار به وی تحویل داده شود.
کلاس اجتماعی متخلفین این گروه: E
.
.
4- رسانه های گروهی
با رشد روز افزون تکنولوژی و نفوذ تجهیزات ماهواره به منازل و دسترسی آسان به رسانه های گروهی برون مرزی، حق انتخاب افراد نیز درمورد برنامه ها و کانالهای تلویزیونی بسیار گسترده تر از گذشته شده است. تاثیر شگرف اینگونه رسانه ها بروی اذهان و تغییر مسیر شخصیتی افراد و به دنبال آن کل جامعه، انکار ناپذیر است. برخی از مشکلات در این باره عبارتند از:
.
· انتخاب کانالها و برنامه های نامناسب تلویزیونی: برخی از این کانالها مشخصاً برای اهداف خاصی طراحی و راه اندازی شده اند. نمایش فیلمهای بظاهر جذاب و مفرح و گنجاندن اهداف اصلی در لایه های پنهان آن ، صاحبین این شبکه ها را به اهداف خود بیش از پیش نزدیک تر نموده است. سست شدن بنیان خانواده ها، ترویج فرهنگ خیانت، تبدیل ضد ارزشها به ارزشها و طبیعی جلوه دادن ناهنجارها از مقاصد اصلی اینگونه کانالها می باشد. شیوه کار بدین صورت است که برنامه گذار، مخاطبین خود را از اقشار آسیب پذیر و روبه رشد و متوسط جامعه که درصد بالای جمعیت را تشکیل می دهند، انتخاب میکند و خوارک تبلیغاتی مناسبی برای جذب این گروه ارائه میکند. مخاطب بدون اینکه خود متوجه باشد شستشوی مغزی میگردد و ارزشهای جدیدی در ذهنش نقش می بندد.
راه صحیح: در انتخاب فیلمها و برنامه ها دقت کنید. از دیدن سریالهایی که ذهن و افکار شما را سست میکند دوری کنید. بدانید که شخصیت و لیاقت شما بیش از اینها است. هوشمندانه انتخاب کنید.
کلاس اجتماعی متخلفین این گروه: B
.
5- انتقادپذیری
هیچ جامعه ای راه های پیشرفت را نخواهد پیمود مگر اینکه فرهنگ انتقاد سالم و انتقاد پذیری در بین افراد آن جامعه جایگاه خود را پیدا کند. نقد صحیح همواره راهی مناسب و موثر برای رفع مشکلات، ایرادات و نواقص بوده است. اصولاً نقد پذیری رابطه مستقیم با ظرفیت تحمل و درجه منطق در انسانها دارد. کسی که خود را مبرا از خطا نمی پندارد هیچگاه انتقاد را مانع، و منتقد را دشمن ندانسته و در برابر آن جبهه گیری نمی کند، بلکه از انتقادات سازنده برای رفع اشکالات و اصلاح مسیر بهره میگیرد. احترام به نظرات و عقاید دیگران نیز عامل اصلی پرورش نقد پذیری محسوب میگردد.
راه صحیح: کم شدن آستانه تحمل افراد جامعه در برابر نقد، دورنمای مناسبی را پیش روی نخواهد داشت. بنابراین لازم است همگی با روی باز از انتقادات دیگران استقبال نموده و خود نیز بدون هیچ گونه غرض ورزی و کینه توزی بطور سالم و با احترام کامل به نقد دیگران بپردازیم. به نظرات یکدیگر احترام بگذاریم و ظرفیت تحمل خود را بالا ببریم.
بيل گيتس در هر ثانيه 250 دلار آمريكا درآمد دارد، يعني 20 ميليون دلار در روز و 8/7 ميليارد دلار در سال
۲ـ اگر 1000 دلار از دست وي بر زمين بيافتد به خودش اين دردسر را نميدهد كه برش دارد، چون در 4 ثانيهاي كه برداشتنش طول ميکشد، اين پول عايدش شده!
۳ـ آمريكا در حدود 62/5 هزار ميليارد دلار بدهي دارد و بيل گيتس به تنهايي ميتواند ظرف 10 سال تمام بدهي آمريكا را بازپرداخت كند
۴ـ او ميتواند نفري 15 دلار به همهي جمعيت جهان بدهد و باز هم 5 ميليون دلار در جيبش باقي خواهد ماند
۵ـ اگر مايكل جردن يعني گرانترين ورزشكار آمريكايي هيچ غذا و آبي نخورد و همهي 30 ميليون دلار درآمد سالانهاش را پسانداز كند، 227 سال طول خواهد كشيد تا به ثروتمندي بيل گيتس شود
۶ـ اگر بيل گيتس را به صورت يك كشور تصور كنيم، سي و هفتمين كشور ثروتمند جهان ميشود! يا به تنهايي درآمدي برابر سيزدهمين كمپاني عظيم آمريكايي خواهد داشت، حتي بيشتر از آيبيام!
٧ـ اگر همهي ثروت بيل گيتس را تبديل به يك دلاري كنيم، ميشود جادهاي از ماه تا زمين با آن كشيد كه 14 بار رفته و برگشته! ولي ساخت اين جاده، 1400 سال طول خواهد كشيد و 713 بوئينگ 747 بايد براي جابجايي اين پولها پرواز كنند.
۸ـ بيل گيتس امسال 40 ساله ميشود. اگر فرض را بر اين بگيريم كه هنوز 35 سال ديگر هم زنده خواهد بود، ميتواند روزي 78/6 ميليون دلار خرج كند قبل از اين كه به بهشت برود
|
|
در حاشیه یکی از پارکهای بزرگ شهر
در خیابان امیر آباد
مجسمه ی مردی ست شاید از برنز یا فلز دیگر
که روی یک صندلی سنگی نشسته است و به پارک نگاه می کند
او بسیار طبیعی ست
و کمی هم خسته
او را طوری ساخته اند
که خم به ابرو نمی آورد
او را طوری ساخته اند
که درد را حس نمی کند
او را طوری ساخته اند
که ظاهرا
چیزی نمی شنود
چیزی نمی بیند
چیزی نمی گوید
و هیچ آرزویی و غصه یی ندارد
او را دقیقا برای کنار پارک خوشبخت ساخته اند
در زمستان گذشته
من با این مجسمه دوست شدم
چرا که هر روز صبح زود برای ورزش به این پارک می رفتم
چرا که می توانستم گهگاه چند کلمه یی با او درد دل کنم
به رازداری او مطمئن بودم
و او را به چشم سنگ صبور قصه ها نگاه می کردم
من در زمستان گذشته
بعد از اینکه با مجسمه دوست شدم
هفت و شاید هم هشت روز با او درددل کردم
فقط هفت یا هشت روز
و در آخرین روزی که با او درددل کردم
ناگهان ترکید
با صدایی وحشتنک
و من خیلی تعجب کردم
البته نه برای اینکه مجسمه ترکید ....
***
حالا چند جای مجسمه را وصله پینه کرده اند
و به من هم گفته اند کنار آن مجسمه ننشینم
یعنی نوشته اند : دست نزنید ‚ تازه تعمیر است
من هنوز هم متعجبم
و گمان می کنم
تا روزی که بمیرم
متعجب باقی بمانم
البته نه برای اینکه مجسمه ترکید
از کتاب در حد توانستن
شعر گونه هایی از نادر ابراهیمی
عنوان:
گردآورنده: جواد اكبرزاده
جام جهان نماست ضمير منير دوست
اظهار احتياج خود آنجا چه حاجت است
باطن روشن دوست مثل جام جهان نماست آنجا حاجتي به اظهار نيازمندي نيست.
جام جهان نما جام جمشيد است كه اسرار غيب در آن منعكس مي شده
ضمير : وجدان ، باطن
ميگويد وقتي باطن دوست مثل جام جم منعكس كننده تمنيات است نيازي نيست كه حاجب خود را بر زبان آورد
بر آستانه ميخانه هر كه يافت رها
زفيض جام مي اسرار خانقاه دانست
هر كس كه راهي به درگاه ميخانه يافت به بركت جام شراب به اسرار خانقاه اطلاع يافت.
جام مي معادل جم آمده و مراد از آن غيب نمايي است كنايه به صوفيان دارد مي گويد هركس به ضم ز اهد نمايي صوفيان از خانقاه به مي خانه آمد و راه عشق عرفاني را شناخت به بركت جام مي به زياد سالوس صوفيان آگاه كه اسرار خانقاه همين روش مزورانه صوفيان است.
هر آنكه راز دو عالم زخط ساغر خواند
رموز جام جم از نقش خاك ره دانست
هركس به اين مقام برسد كه راز خلقت دو عالم را از خطوط گرد پياله بخواند مي تواند از نقش ساده خاك را به رموز جام جمشيد واقف شود
خط كاغذ: خط جام گويند جمشيد در مجالس خود جامي داشته كه هفت خط موازي اطراف آن كشيده بود و به هر يك از حصار به قدر ظرفيت و استعداد آنها تاخط معيني شراب مي داده است خط جام ياخط ساغر به ادبيات ايران بعد از اسلام آمده و هر خط اسمي يافته. خاقاني ميگويد:
تا خط بغداد ساغر استكاني خورده ام
دوستان را دجله اي در جرعه دان آورده ام
به علاوه خط ساغر كلامات قصاوري بوده كه به گرد پياله مي نوشتند
جام جم: جامي كه به گفته افسانه ها جمشيد احوال جهان و اسرار نهان را در آن مي ديد و قسمت غيب نمايي داشته حافظ غالباً معادل دل غيب نماي عارف يا كنايه از جام شراب ميآورد. در اين بيت نقش خاك راه را كه نقشي كم ارزش است با خط رمز جام جم مقايسه كرده مي گويد اگر عارف در سير سلوك به مقامي رسيد كه راز دو عالم را به سهولت از خطهاي دور پياله خواند ديگر حاجتي به جام جمشيد ندارد بلكه از نقش خاكي راه مي تواند همان رموزي را بخواند كه جمشيد از جام مي خواند مقصود اين كه دل انسان مي تواند به مقامي برسد كه آنچه را كه جمشيد از خطوط جام جم مي خواند و به وسيله آن بر اسرار نهان آگاه ميشد از نقش خاك را بخواند.
ساقي بيار باده و با مدعي بگوي
انكار ما مكن كه چنين جام جم نداشت
ساقي شراب بياور و به كسي كه با ما داعيه مخالفت دارد بگو اعتقاد ما مشو زيرا جمشيد هم چنين جامي نداشت .
جام شراب خود را با جام جمشيد مقايسه كرده كه اسراسر عالم در آن جلوه گر مي شود و به همين مناسبت آن را جام عالم بين يا جام جهان بين نيز گفته اند به مقامي مي گويد مي بياور به مدعي بگو به علت باده نوشي منکر ايمان ما مشو زيرا در اين جام باده اسراري مي بينيم كه در جام جمشيد هم منعكس نمي شد.
گفتم اي مسندجام جهان بينت كو
گفت افسوس كه آن دولت پيدا نخست
گفتم اي تكيه گاه منصب و مقام جمشيدن جام جهان بينت چه شد؟ گفت افسوس كه آن دولت اقبال از من روي گردان شده است.
منظور دنباله بيت پيشين است، و مسند جم كنايه از جايگاه و مقام سلطنت؛ و جام جهان بين كنايه از دل روشن مي گويد به گلستان ارم گفتم آن شاهي كه مثل جام جهان بين گواهي بود دلي با صفا داشت و تخت گاهش در تو بود كجاست؟ جواب داد كه آن دستگاه دولت اقبال از ميان رفت گلستان ارم را به مسند جمشيد تشبيح كرده پس با توجه به اين كه جام جهان بين متعلق به جمشيد بوده ميان آن جام و مسند جم ملازمه اي تصور كرده به مسند جم مي گويد چرا جام جهان بينت نيست. از آنجا كه قصه هاي مربوط به جمشيد و سليمان با هم آميخته است مي گويد از مناسباتي كه با ساير اجزاء بيت پيدا مي كند بايد جمشيد و سليمان را مشخص ساخت چنين است كه مثلاً مسند جم در اين بيت:
جايي كه تخت مسند جم مي رود به باد
گر غم خوريم خوش نبود كه مي خوريم
به مناسبت بر باد رفتن تخت سليمان معني كرديم و در بيت مورد بحث به قرینه جام جهان بين كه به جمشيد مرتبط ميشود تخت جمشيد معني مي كنيد در بيت زير نيز ملازمه جام جهان بين با جمشيد طرح شده است.
روان تشنه ما را به جرعه اي درياب
چو مي دهند زلال خضير ز جام جمت
چون آب زلال خضر از جام جمشيد به تو مي دهند به جان تشنة ما هم جرعه اي برسان خضره يا خضر به ضرورت شعر نام يكي از پيامبران است زلال خضر يا آب زلال خضر، آب حيات است كه خضر به جست جوي آن برآمد به تقدير الهي از آن نوشيد و عمر جاويدان يافت جام جم جمشيد كنايه از جام شراب يا جام جهان بين است كه اسرار غيب و آن منعكس مي شد آب خضر نهاد عمر جاودان و جام جم نهاد دل بيناي عارف است ميان خضر و جمشيد رابطه تاريخي وجود ندارد جز اين كه افسانه خضر و جمشيد با هم آميخته شده است. پس مفهوم از آب حيات از جام جمشيد نوشيدن كه در بيت آمده يعني شرابي مثل آب حيات جان بخش از جامي غيب نما مانند جام جم نوشيدن به كوتاه سخن حيات جاودان همراه دل روشن بين داشتن است.
حاصل معني اين كه روان ما تشنه معرفت است تو به چنان مقامي در بينش عرفاني رسيدهاي كه آب حيات را از جام جهان نماي جمشيد مي نوش ما را هم از آن نصيبي ده .
آن كس كه بدست جام دارد
سلطان جم مدام دارد
آن كس كه جام به دست دارد براي هميشه مقام سلطنت جمشيد را داراست جام جم شراب است و مناسبت آن با جام جمشيد در مصراع دوم اينكه كشف شراب را به جمشيد نسبت داده اند چنين است كه ميان جام جم با جم هميشه نوعي ملازمه تصور شده است چنانكه بعضي جام جم با آينه جهان نماي جمشيد را نيز با همين جام باده تعبير كرده اند.
در هر حال درباره چگونگي كشف شراب به وسیله جمشيد افسانه هاي گوناگون نقل كرده اند كه به علت توجه خاص حافظ به جمشيد و جام و كنايه و اشاره مكرر او اين افسانه شيرين را كه در جامع الحكايات عوفي آمده نقل مي كنيم. گويند كه شراب در عهد او پديد آمد و آنرا شاه دارو مي خواندند و سبب ظهور شراب آن بود كه انگور كه لطيف ترين فواكه است ـ بسبب تغيير هوا و هجوم لشكر زمستان باطل شد و در ايام شتا و فصل بهار از وي تمتع ميسر نمي شد پس خواست تا آب گيرد تا مگر از آب او هر وقت انتفاع تواند گرفت آنرا در آورندي كردند و جمشيد هر روز بيامدي و حال آن مشاهده كردي اول بقوت خود بجوشيد و ترك بينداخت، و بعد از آن ساكن شد و جمشيد هر روز آنرا ميچشيدي و عيار آن را بر مذاق عرضه كردي و چون از جوش باز ايستاد تلخ شد و حلاوت آن نماند. جمشيد گمان برد كه مگر ز هر قاتل شد بسبب تلخي و تغيير مزاج پس آنرا سر بستند و بگذاشتند بر ظن آنك زهري جان گذارست و جمشيد را كنيزكي بود كه خورشيد دايگي جمال او كرده بود و ماه را تهيه از كمال او گرفتند وقتي مرين كنيزك را علت شقيقه حادث شد و او از درد بما طاقت شد و بمرگ راضي گشت و با خودگفت صواب آنست كه از آن زهرتناول كنم تا بيك بار خلاصی يابم پس قدمي برداشت و ازآن قدري بخورد و اهتزاري در وي پديد آمد و درد سر كمتر شد بخانه آمد طيب النفس گشته و خواب بر وي غلبه كرد بعد از آن چند روز گذشته بود كه خواب بزيارت برگ چشم او نيامده بود يك شبانه روز بخفت و چون بيدار شد از آن زحمت خلاص يافته بود و آن حال با جمشيد تقرير كردند و جمشيد از آن بخورد و لذتي يافت و در بيشتر علل و امراض آنرا بكار مي بردند و سبب شفا مي شد پس آنرا شاه دارو نام كردند.)
مقصود اينكه هر كسي جام شراب بدست دارد جلال و عظمتي مانند جمشيد دارد هم چنانكه جمشيد اسرار غيب را در جام جم مي ديد و اين جام مايه شكوه سلطنت او گرديده بود جام نيز كه كنايه از مستي و بيخودي است سبب سلطنت و بي نيازي مي گردد و به تعبير عرفاني سكو كه سبب رهايي از تعلقات مادي است مالك را به سلطنت معنوي مي رساند .
دلي غيب نماست جام جم دارد
ز خاتمي كه دمي گم شود چه غم دارد
دلي كه اسرار غيب در آن نمودار است و جام جمشيد دارد براي انگشتري كه لحظه اي گم شود چه غم دارد.
جام جم يا جام جهان بين جامي بوده كه به گفته افسانه ها اسرار غيب در آن منعكس مي شده است و صوفيه نماي دل صوفي است. استادفروزانفر نيز در تعبير آن گويد در اصطلاح صوفيان جام جم يعني دل و عده اي آن را به روح تعبير كرده اند. شيخ عطار آن را در كتاب الهي نامه روح دانسته و سياسي در طريق التحقيق و سير ابعاد آن را به دل تعبير كرده است.
گم شدن خاتم در مصراع دوم اشاره به داستان حضرت سليمان و گم شدن انگشتري دارد قصه هاي جمشيد و سليمان چنانكه پيش از اين گفته شد در حافظ با هم مخلوط شده اند و در اين بيت نيز به خاطر يافتن خاتم سليمان از جام غيب نماي جمشيد مدد خواست.
مي گويد كسي كه دلش آن اندازه روشن و با صفا باشد كه مانند جام جمشيد اسرار غيب در آن منعكس شود رنج زحمتي نخواهد بود كه لحظه اي انگشتر خود را گم كند زيرا مكان انگشتر براي دل غيب نماي او مكشوف مي گردد.
با توجه به اينكه انگشتري سليمان مايه سلطنت او بود به گم شدن آن سليمان سلطنت خود را از دست داد اشاره به شاهي است كه از سلطنت افتاده است سودي مي گويد شاه منصور بوده
سالها دل طلب جام جم از ما مي كرد
آنچه خود داشت ز بيگانه تمنا مي كرد
سالها دل از ما جام جم طلب مي كرد آنچه را كه خود داشت از بيگانه مي طلبيد
از آنجا كه غزل سراسر زمينه عرفاني دارد مناسب است كه ابتدا راجع به مصطلحت عرفاني آن توضيحي كوتاه بدهيم:
دل به تعبير عرفا اينه اي است كه انوار حق در آن تجلي مي كند ولي دلي كه مراحل سير و سلوك را طي كرده صفا و صيقل يافته و به درجه كمال رسيده باشد نه هر دلي پس فرض اين است كه استعداد و شايستگي جام جم شدن بالقوه در دل آدمي وجود دارد ولي تحقق يافتن آن موكول به تزكيه نفس و تمرين و رياضت است جام جم يا جام جهان نماكنايه از دل است در مراحل والاي معرفت دل پاك و روشن مهذب عارف است كه جلوه گاه جمال حقيقت و متجلي معشوق ازلي و آئينه تمام نماي كليه رازهاي ناگشودني و مبهم آفرينش به شمار مي رود و در تفسير آن بر اين سه بيان سنايي چيزي نمي توان افزود.
قصه جام جم بسي شنوي انور آن بيش و كم بسي شنوي
به يقين دان كه جام جم دل توست مستقر سرور غم دل توست
تو تمنا كني جهان ديدن جمله اشياء در آن توان ديدن
حاصل معني: دل من سالها در مراحل نخستين سير و سلوك بود در راه طلب گام بر ميداشت و از من طلب جام جم شد يعني بينش حقيقت مي كرد در حاليكه اين خاصيت بالقوه در خود او نهفته بود پس آنچه را خود داشت از ما كه وجودي بيگانه بوديم درخواست مي كرد.
به سر جام جم آنگه نظر تواني كرد
كه خاك ميكده كحل بصر تواني كرد
به نكته هاي نهفته جام جم وقتي مي تواني نگاه كني كه خاك ميكده را مانند سرمه به چشم بكشي .
جام جم جام جهان بين است و به تعبيري جام شراب جمشيد در اصطلاح عرفاني آئينه تمام نماي كليه رازهاي ناگشودني و مبهم آفرينش به شمار مي رود اسرار جهان در آن نمودار ميشود و مجموعاً درونگري و رابطه قلبي با غيب از آن اراده مي شود
كحل بصر: سرمه اي كه براي تقويت به چشم مي ريختند
مي گويد وقتي مي تواني از طريق صفاي قلب به اسرار عشق و عرفان واقف شوي كه سراپاي وجود خود را تسليم عشق كني چنانكه ميكده عشق در نظر تو آنقدر عزيز شود كه سر بر خاك آن بگذاري خاك آن در چشم تو برود و چشمت را بينا كند نهايت تواضع و فروتني در برابر پيربنج و بناوانی ههندێ وشه
دوكتور ئهوڕهحمانی حاجی مارف
ئێتیمۆلۆژی ئهو بهشهیه له زانستی وشه، كه له پهیدابوون و وهرگرتن و گهشهكردنی وشه و ئهو دهورانهی پێیدا تێپهڕیوه دهدوێ.
وشهكانی زمانی كوردی قاڵبۆوهی ساڵانی دوور و درێژی مێژووی گهلی كورده و سۆره و تۆرهی چهندین پله و قۆناخی ههڵس و كهوتی باری ژیانی هات و نههاتێتی. لهو ماوه درێژ و بهرفراوانه دا كه به سرووشت له كهو دراون و گێژه كراون و گورگه و بنژیل و زێوانیان لێ گیراوه، له زۆر ڕووی گرنگهوه پتهو بووه و به خۆ دا هاتۆتهوه و دهوڵهمهند بووه.
پهیدابوون و گهشهكردنی وشهكانی زمانی كوردی، وهكوو ههموو زمانهكانی سهر ڕووی ئهم زهمینه، له دوو ڕێگهوه سهری ههڵداوه. یهک: ڕێگهی ڕاستهوخۆ، كه ئهویش ههڵێنجانی وشهی كوردیی ڕهسهنه له نێو زمانی كوردیدا؛ دوو: ڕێگهی لاوهكی، كه ئهویش وهرگرتنی وشهیه له زمانی بێگانهوه.
بهم جۆره له لێكۆڵینهوهی ئێتیمۆلۆژیی زمانی كوردیدا، پێویسته به تایبهتی بنجی زمانی كوردی ساغ بكرێتهوه؛ وشهی ڕهسهنی كوردی و وشهی ئێرانی و هیند و ئهوروپایی دهستنیشان بكرێن؛ وشهی بێگانه و ڕهگی بێگانه له زمانی كوردیدا دیاری بكرێن؛ چالاكی و سستی وشهكانی زمانی كوردی بخرێنه پێش چاو... هتد.
بهو پێیه، ههوڵ دهدهین ماک و بنهما؛ ڕهگ و ڕیشه، ڕهگهز و بنچینه؛ بنج و بناوانی ههندێ وشهی زمانی كوردی لهو شێوهیهی ئهمڕۆیدا كه ههیه، لێكبدهینهوه و به پێی توانست لهگهڵ زمانانی خزم و بێگانه دا بهراوردیان بكهین.
ئاگر:
له شێوه جۆر به جۆرهكانی زمانی كوردیدا ئهم فۆڕمانهی خوارهوهش بهكار دێنرێن:
ئاور، ئینگر، ئاهر، ئایهر، ئار، ئایر، ئاتهر، ئادر، ئاتهش...
ئاوێستا: ئاتهر
پههلهوی: ئاتهرش
تێبینی:
* "ته"ی "ئاتهر"ی ئاوێستا بووه به "گ" و وشهی "ئاگر"ی لێ كهوتۆتهوه.
ههرچی وشهكانی دییه "ته"ی ئاوێستا:
1. بووه به "و، هـ، ی، د، ت، یه"
(ته): و > ئاور / هـ > ئاهر / ی > ئایر / د > ئادر / ت > ئاتر / یه > ئایهر
2. تێچووه: ئاتهر = ئا (ته)ر > ئار
3. ماوهتهوه: ئاتهر = ئاتهر
* "ئا"ی ئاوێستا بووه به "ئێ": ئێگر
* "ر"ی پههلهوی تێچووه و "ئاتهرش" بووه به "ئاتهش"
ئاران:
له كوردیدا بهم مانایانه دێت:
1. زستانهوار، گهرمهسێر، قشڵاخ...
2. لهوهڕگا، مێرگ، پاوان...
3. دهشت، تهختانی، تهختایی...
4. گۆشتهزهوی، نهرمان...
5. چۆڵ، ههرد، سارا...
تێبینی:
به زمانی لاتینی "ئارێنا" به واتای حهرفی "خۆڵ" دهگهیهنێ. له ڕۆمای كۆن گۆڕهپانێكی دائیری یان هێلكهئاسایی خۆڵ به سهر دا ڕاخراو له ناوهندی "ئامفی تیاتر"ی بینای بینهراندا بۆ نیشاندان و به گژیهكدا كردنی كۆیله و ئهسیری جهنگ و گیانلهبهری دڕنده بهكار دههێنرا. "ئارێنا"ی لاتینی له فهرهنسیدا بووه به "ئارێن" و له ڕووسیدا "ئهرێنه".[1]
-------------------------------------------------------------------------------------------------------
[1]: هاوڕێم عهلی نانهوازاده له فهرههنگهكهیدا(فهرههنگی ههرمان) تێبینییهكی له سهر وشهی "ئاران" نووسیوه كه له خوارهوه دهینووسمهوه. - هێدی-
تێبینی: من پێموایه بنهمای وشهی ئاران [ئار(ئاریا)+ ئان(پاشگری شوێن)] دهچێتهوه سهر ئهریهن aryan به مانای ئاریایی و هاوڕیشه و هاومانایه دهگهڵ ئالان(به لهبهر چاو گرتنی ئاڵوگۆڕی دوو پیتی "ر" و "ل") كه ناوچهیهكه له كوردستان، له نزیک سهردهشت و ههروهها ناوی هۆزێكه له دهرسیم و پیران. ئالان و ئاران ههردووک به مانای وڵات و ناوچهی ئاریایییهكانه. ههروهتر ئاران و ئالان ناوی ناوچهیهكه كه ئێستاكه ناوی ئازهربایجانی ڕووسییهیه و دیاره كه پێشتر مادهكانی لێ نیشتهجێ بوون، یۆنانییهكان و ڕۆمهكان پێیان كوتووه Albania و ئهرمهنییهكان به ئاغوانهک و عهڕهبهكان به ئهرران- یان ناو بردووه. جگه لهوه وشهكانی area و arena له زمانی ئینگلیسی و area و arean و areal له سویدی دا به مانای مهیدان و مهساحهت، سهتح، ناوچه؛ ههروهتر areal له ڕووسی دا به مانای ناوچهیه كه ههموویان به گشتی له area ی لاتینی به مانای مهیدان و مهساحهت وهرگیراون و هاوڕیشهی ئهم وشهیهن له زمانهكانی ئورووپایی دا.
بازاڕ:
فارسیی كۆن: ئهبا جاڕی
پههلهوی: ڤاچاڕ
"ڤ"ی پههلهوی له كوردیدا بووه به "ب" و "چ"ش بووه به "ز": ڤاچاڕ > بازاڕ
"ئهبا"ی فارسیی كۆن له سانسكریتیدا "سهبهه"یه، كه واتای "شوێنی كۆبوونهوه" دهگهیهنێ.
كهرتی دووهمی له چاوگی "جهڕی"یهوهیه، كه واتای "لهوهڕان" دهدات.
وا پێدهچێ[وێدهچێ] وشهی "شار"یش ههر له "زاڕ" = "چاڕ" = "جار"ییهوه كهوتبێتهوه. ئهوهتا له دیالێكتی ژوورووی كوردیدا به "شار" دهوترێ "باژێڕ".
بهفر:
كرمانجی ژووروو: بهرف
ئاوێستا: ڤهفره
پههلهوی: ڤهرف
فارسیی نوێ: بهرف [برف]
تێبینی:
1. دهنگی "ڤ"ی ئاوێستا و پههلهوی له گهلێ وشهی كوردیدا بووهته "ب".
2. "بهفر"ی كرمانجیی خواروو دهچێتهوه سهر ئاوێستا و "بهرف"ی كرمانجیی ژووروو و فارسی دهچێتهوه سهر پههلهوی.
سهماوهر:
وشهیێكی ڕهسهنی ڕووسییه، كه پێكهاتووه له: "سام+ ه+ ڤار"
"سام" = خۆ
"ه" = ناوبهنده، "سام" و "ڤار"ی به یهكهوه بهستووه.
"ڤار" = ڕهگی كرداری "ڤاریت"ه = كوڵ، كوڵان.
كهواته "سهماوهر" دهقاودهق واتای "خۆكوڵ، خۆكوڵێن" دهگهیهنێ.
-------------------------------------------------------------------------------------------------------
سهرچاوه: بهرههمه زمانهوانییهكانم (نووسین و وهرگێڕان)، بهرگی یهكهم (كتێب و نامیلكه)، سلێمانی 2002
- ئهوهی نووسیومهتهوه بهشێكه له كتێبی"بنج و بناوانی ههندێ وشه" - بهشی یهكهم، كه ساڵی 2000 له بهغدا چاپ كراوه و دهو بهرههمه دا، وێڕای نۆ بهرههمی دیكه، سهر له نوێ چاپ كراوهتهوه. - هێدی-
تێبینی: هاوڕێم دوكتور عهبدوڵڵا ئیبڕاهیمزاده خهریكی ڕێكخستنی فهرههنگێكی ئێتیمۆلۆژیی كوردییه كه ئهگهر تهواو بێ سهرچاوهیهكی به كهڵک دهبێ بۆ ڕوونبوونهوهی بنج و بناوانی وشهكان. - هێدی
جنبش ملی کرد از نگاه تاریخ سیاسی(۳)
قیام سمکو
بهزاد خوشحالی/نشریه ی کوردستان/ارگان دانشجویان دانشگاه کردستان
اسماعیل آقا سمکو در سال 1875 میلادی به دنیا آمد و پس از مرگ پدر ، ریاست عشیره ی خود را بر عهده گرفت . وی پس از جنگ اول جهانی وارد عرصه ی مبارزه ی سیاسی برای استیفای حقوق کردها شده و پیش از این تاریخ ، در هیچ نوع فعالیت سیاسی منجر به اقدام مشارکت نجسته است . هر چند به خاطر پایگاه نیرومند عشیره ای و شخصیتی در سال های جنگ ، توسط قوای روسیه بازداشت و به تفلیس تبعید شد اما مدتی بعد با شرط سکونت اجباری در شهرستان « خوی » آزاد شد.
ابتدا لازم است به بررسی عوامل پنج گانه ی عمل ، عامل ، عرصه ، وسیله و مقصود در قیام سمکو اشاره داشته باشیم :
- عمل : قیام سمکو
- عامل : اسماعیل آقا سمکو و ایل شکاک
- عرصه : الف – زمان 1930- 1919 ( به مدت یازده سال )
ب - مکان : منطقه ی شمال شرق و جنوب شرق کردستان
- وسیله : مبارزه ی مسلحانه در کنار دیپلماسی بین المللی در قالب مکاتبه با نمایندگان روسیه ، بریتانیا و ایران
- مقصود : آزادی کردستان و تأسیس دولت کرد
سمکو پس از پایان جنگ جهانی اول به عنوان یک نظامی و رهبر سیاسی شناخته شد و با هدف تأسیس یک قواره ی کردی در منطقه ، در سال 1919 ، قیام خود را آغاز و بخش های عمده ای از منطقه ی شرق کردستان ( شمال غرب ایران ) را آزاد کرد اما در سال 1921 مجبور به عقب نشینی شد و به ترکیه پناه برد .
در سال 1924 با اعلام « عفو عمومی » به ایران بازگشت اما در سال 1926 قیام دیگری بر پا کرد و این بار نیز پس از شکست بازداشت شد، به ترکیه تبعید و در این کشور به زندان افتاد . سمکو پس از آزادی به ایران بازگشت و سرانجام در سال 1930 با طراحی یک توطئه به دستور رضا خان به شهادت رسید. قیام شکاک با شهادت سمکو ، پس از یازده سال فعالیت مسلحانه و سیاسی پایان یافت .
ویژگی های قیام سمکو
1 – قیام سمکو ، یک قیام منطقه ای بوده و عشیرت شکاک ، نقش اصلی را در آن برعهده داشته اند .
2 – عشیرت شکاک از دو تیره ی « عبدویی » و «ممدودی » تشکیل شده اند که در شمال دریاچه ی ارومیه ساکن بوده اند ( و هستند )
3 – علت بنیادین شکل گیری اندیشه ی قیام سمکو ، توطئه ی قتل « جعفر آقا » از سوی حکمدار منطقه ی مهاباد بوده است.
4 – سمکو در تمامی سخنان خود از «آزادی کردستان » و « تأسیس دولت کردی » سخن می گوید.
5 – او نیز به مانند شیخ عبید الله نهری ، در مکاتبات خود ، برای کردها از واژه ی ملت استفاده می کند و ضمن ارائه ی الگو ، به طور ضمنی از واژگانی استفاده می کند که « تحت سلطه گی ملت کرد » و « حق تعیین سرنوشت » را به معنای امروزی به ذهن متبادر می کند.
از نامه ی سمکو به «ظفر الدوله » فرمانده ی نیروهای آذر بایجان آمده است :
« شما ببینید بسیاری از ملت های کوچک جهان که به لحاظ گستره ی جمعیتی و جغرافیایی از ملت کرد کمتر هستند چگونه توانستند آزادی خود را در مقابله با دولت آلمان به دست آورده و مستقل شوند . اگر ملت کرد نیز نتواند حق خود را از گروه سلطه باز پس گیرد مرگ برای او بهتر از اسارت ، تحت سلطه گی و بردگی است . »( 1920 )
سمکو همچنین در پاسخ یکی از پرسش های « ژنرال مصطفی پاشا » نماینده ی مناطق کرد نشین استانبول می گوید : « در وضعیت کنونی ، من رهبر قیام کرد ها هستم و فعلاً تشکیلات اداری و سیاسی ویژه ای ندارم . مهمترین و بنیادی ترین هدف ما ، آزادی کردستان است و هنگامی که به استقلال رسیدیم دیگر مهم نیست که چه کسی رهبر کردستان خواهد بود . من خود هرگز به رهبری تمام ملت کرد و قدرت خواهی نیندیشیده ام . در مورد « پرچم » نیز که سئوال فرمودید: به باور من ، روزی که کردستان آزاد شود می توانیم به « پرچم » نیز بیندیشیم که نماد وسمبل ملی ما خواهد بود . » (1920 )
6 – مناسبات دیپلماتیک :
- آوریل- می 1919 سید طاها را به عنوان نماینده به بغداد اعزام می کند تا با « ویلسون » نماینده ی انگلستان در بین النهرین مذاکره و گفتگو کنند. محور اصلی این گفتگو ها تلاش برای به قناعت رساندن انگلیسی ها برای پذیرش استقلال کردستان و تأسیس دولت مستقل کردی است .
- سبتامبر 1921 در « اشنویه » با « کاکس » انگلیسی دیدار می کند. این ملاقات ها به صورت مقطعی حداقل سه سال به درازا می انجامد .
- در سال 1924در نامه ای به نماینده ی انگلیس در بین النهرین می نویسد :
«من و سید طاها به شما وعده می دهیم هرگاه دولت بریتانیا به پشتیبانی ما آمده وشروط ما را برای تأسیس یک دولت کردی بپذیرد ،ما ترکهای نژاد پرست را از شهرهای کردنشین بیرون خواهیم راند . ما می توانیم تا «آنکارا »هم با دشمنان بجنگیم ،حتی می توانیم در جنوب نیز ، تا «سنندج»پیش روی و مناطق کرد نشین را از حکومت ایران بازپس گیریم.»
- سمکو در سال 1922 نماینده ای به سوی روس ها اعزام کرد اما اتحادیه ی جماهیر شوروی به موجب پیمان نامه ی مورخ 26 فوریه ی 1922 وعادی شدن مناسبات شوروی- ایران ، در خواست همکاری «سمکو » را رد کردند .
- در خواست همکاری از «حیدر بگ کورک» ودیدار با او در شمدینان
7 - همزمانی قیام سمکو با قیام شیخ محمود در جنوب کردستان و سردار رشیدخان در منطقه ی کرمانشاه که مورد حمایت انگلیس وگزینه ای برای ریاست جمهوری کردستان آینده بود .
8- استقبال از شیخ محمود به مثابه «قهرمان ملی »وبه رسمیت شناختن او به عنوان رهبر تمام کردها
9- شاید چه در عرصه ی عمل وچه در تاریخ نگاری ،هیچ رهبر کرد چون سمکو را نتوان یافت که اینگونه مورد غضب گروه سلطه قرار گرفته باشد.
سمکودر یکی ازتقاضا های خود با عنوان «وزارت خارجه ی شوروی »می گوید :
«من ارزش بسیاری برای دولت شوروی که کمر همت برای آزادی ملتهای جهان بسته است قایلم .اگردر جهان ،یک ملت با شرف ودارای پر نسیب وجود داشته باشد که تا کنون به آزادی واستقلال دست نیافته ملت کرد است که از سوی همسایه ی شمالی خود نیز حمایت نمی شود ومن نیز عضو کوچکی ازآن هستم .من در راه آزادی ملت کرد ،آماده ی هر نوع همکاری هستم (گزارش چیچرین به وزارت امور خارجه ی روسیه 1922).
سند وزارت امور خارجه ی بریتانیا
سمكو و موضع بريتانيا در برابر قيام او
سند شماره (371) (6347) (2262) مورخ 20 جولاي 1921، نامه محرمانه افسر سياسي بريتانيا در رانيه است:
اشاره به نامه «سمكو» به «بابكرآقاپشدر» ديدگاههاي من در مورد اين نامه به شرح زير است:
«سمكو» كه در سالهاي طول عمر خود، انقراض چند دولت و حكومت را به چشم ديده است با اشعار به اين كه حكومت فعلي، سرشت متمايزي دارد، جايگاه واقعي خود را نشناخته است. او تمايلي به از دست دادن قدرت فعلي ندارد، بنابراين بدنبال يك حامي خارجي است...
در مورد مناطق شمالي نيز گسترش پيوندهاي ما با «سمكو» مؤثرترين منافع را در برخواهد داشت... درست يا غلط، «سمكو» اكنون شهره خاص و عام بوده از او به بزرگي ياد ميشود... به نظر من، ميتوان با ياري رساندن به «سمكو» بسياري از مواضع پيش رو را پشت سر گذارد.
Fo371/ 6347/2262, 20 July 1921.
در همان سند به شماره (س/63/مورخ 20/7/1921)، نامه سمكو به «بابكرآقا» سليمانيه درج شده كه «ملاسليمان» پيك آن بوده است متن نامه به شرح زير است:
هيچ حكومت ديگري غير از بريتانيا توانايي اداره منطقه را ندارد. بلشويكها پس از پيشرويهاي مقطعي، سرانجام متوقف و ناگزير از مراجعت شدند. ايران را نيز نميتوان يك دولت مقتدر بحساب آورد. مصطفي كمال و سپاهيان او هم از بيست هزار تن تجاوز نميكنند و تبليغات او در يورش به منطقه با دو هدف صورت ميگيرد: نخست تأثير مخرب بر اتحاد عشاير و دوم جمعآوري پول و دريافت باج... نيروهاي مسلح ترك كه وارد «كانيرهش» شدهاند، هدفي جز ارعاب عشاير منطقه ندارند... من ميدانم به «فريبكاري» متهم شدهام، اما هرگز كسي حاضر به استماع سخنان من در دفاع از خود نشده است: نه اقدامات فعلي و نه عمليات پيشين من در دشمني با بريتانيا نبوده است، برعكس، من همواره تلاش كردهام پيوندهاي خوبي با حكومت بريتانيا داشته باشم. بنابراين از شما «بابكر آقا» ميخواهم در نزديكي روابط بريتانيا با ما مساعدات لازم مبذول فرماييد... من آمادهام براي گفتگو با نمايندهي حكومت، به «اشنويه» عزيمت نمايم... مطمئن هستم نقاط مشترك فراواني ميان طرفين وجود خواهد داشت...
در يادداشت ديگري به شماره (ج/61/ مورخ 29/7/1921) كه از سوي افسر بريتانيا در سليمانيه خطاب به نماينده سامي ارسال شده است ميخوانيم:
با ارزيابيهاي جانشين افسر سياسي در رانيه «كاپيتان كوك» موافق هستم ضمن آنكه توجه شما را به موارد زير جلب مينمايم:
1- نقشه منطقه تحت نفوذ سمكو در منطقه كردنشين حدفاصل ايران و تركيه بشرح زير است:
خطي طولاني از «بيرهكهپهره» در امتداد زاب بزرگ و از آنجا بسوي مرز ديلمان (سلماس) تا «خوي». از خوي به طرف جنوب تا سواحل درياچه اروميه و از آنجا تا «سولدوز» و «بانه» به استثناي سنندج و مهاباد... بيگمان، حمايتهاي معنوي بريتانيا سبب خواهد شد نامبرده حوزه اقتدار خود را تا شهرك «دزا» ]!!! مترجم[ در غرب ايران بسط دهد...
2- سيد طاها اجتمالاً در پاسخ به تقاضاي «سمكو»، با بريتانيا وارد مذاكره خواهد شد
3- ايجاد ارتباط با «سمكوي» قدرتمند، تهديد مرزهاي ما را خنثي خواهد كرد.
4- در مورد ايران نيز بايد بگويم اين كشور بخاطر از دست دادن اراضي كه عملاً نظارتي بر آنها نگران نخواهد شد...
5- در مورد «سمكو» نيز بايد گفت شخصي نيرومند و قسيالقلب است بنابراين نبايد به تمامي به او اطمينان كرد... او اگرچه ظاهراً ايرانيها را شكست داده است اما خوب ميداند تكيه كردن به عشاير بومي بعنوان تنها حامي، امري پسنديده نيست بنابراين تلاش ميكند با حكومتي چون بريتانيا وارد گفتگو شود...
از نظر من، تقويت پشتيباني معنوي نامبرده در دراز مدت، منجر به آن خواهد شد كه مجبور شويم در برابر تمام شروط او تسليم شويم...
بهزاد خوشحالی/نشریه ی کوردستان/ارگان دانشجویان دانشگاه کردستان
بسیاری از تاریخ نگاران ، قیام شیخ عبیدالله نهری را سرآغاز نهضت ناسیونالیسم مدرن در کردستان می دانند . این قیام به دلیل ماهیت و ویژگی های منحصر به فرد خود که آن را از قیام های پیش از خود متمایز و به نهضت ها ی پس از خود نزدیک می کند از اهمیت فراوانی در تاریخ سیاسی ملت کرد برخوردار است . بر اساس تعریف از پیش گفته شده از شماره ی پیشین ، ابتدا به پنج فاکتور اولیه پاسخ داده سپس به بررسی اجمالی قیام پرداخته در نهایت به ذکر پاره ای ویژگی های قیام می پردازیم :
1 - عمل : قیام شیخ عبیدالله نهـری
2 - عامل : نیروهای مسلح کرد در مرزهای ایران و عثمانی به رهبری شیخ عبید الله نهری
3 - عرصه :
الف : زمان : 1881 – 1880
ب : مکان : بخش های عمده ای از کردستان در ایران و بخش های از جغرافیای عثمانی
4 - وسیله : قیام مسلحانه
5 - مقصود : تلاش برای تشکیل دولت مستقل کردی در یک قالب خود مختار
قیام شیخ عبیدالله نهری که یکی از مهمترین عوامل شکل گیری مکانیکی آن ، تلاش برای حذف فیزیکی حمزه آقا منگور توسط حاکم مهاباد بود ، در سال 1880 میلادی آغاز و به مدت یک سال و نیم در بخش های گسترده ای از کردستان ادامه داشت . رهبری این قیام دارای ماهیت آیینی - ملی بوده و به دلیل اقتدار مذهبی شیخ ، از پتانسیل بالایی برای بسیج نیروهای کرد علیه نیروهای ایران - عثمانی برخوردار بود . این قیام در مدتی بسیار کوتاه ، منجر به آزادی بخشهای عظیمی از کردستان در ایران و مرزهای عثمانی شد و نیروهای شیخ را تا آستانه ی فتح تبریز نیز قرار داد اما سرانجام به دلیل دیپلماسی فعال بریتانیایی - روسی ، مذاکرات ایران و عثمانی و بروز پاره ای شکاف ها میان نیروهای شیخ ، به عقب نشینی نیرو های کرد منجر و در سال 1881 میلادی با تبعید شیخ عبیدالله نهری ، روندی فروکاهنده به خود گرفت .
شیخ عبیدالله نهری از نخستین رهبران کرد پس از 1639 و تجزیه ی کردستان است که در مکاتبات خود با سفرا و نمایندگان بریتانیا ، باب عالی و تهران ، از حق کردها برای تعیین سرنوشت خود نام می برد و با عناوینی چون «ملت کرد» ، «حق کردها برای انتخاب» و سرانجام «حق تشکیل یک دولت مستقل کرد» ، ویژگی های ملت باوری کردی را به شکلی آشکار نشان می دهد . وی همچنین از نخستین رهبران کرد به شمار می آید که علیرغم ماهیت آیینی شخصیتی ، پرسونالیته ی ملی به خود گرفته و تمام نیروی مذهبی خود را در خدمت کرد و ملت باوری قرار می دهد .
از موارد مهم دیگری که می توان بدان اشاره نمود ، یگانگی نیرو های کرد با درجه ی بسیار بالا در این قیام تحت رهبری شیخ عبیدالله است که فارغ از مرزبندی های ایران و عثمانی ، کردهای دوسوی مرز را برای دست یابی به یک هدف مشترک در کنار یکدیگر قرار می دهد .
اما مهمترین ویژگی های قیام شیخ عبیدالله نهری عبارت اند از :
1 – رهبری آیینی - ملی شیخ عبیدالله نهری در ابتدای قیام
2 – تبدیل این رهبری به زعامت ملی در ادامه ی قیام
3 – گستره ی جغرافیایی نسبتاً وسیع قیام
4 – بسیجیدگی نیرومند کردها تحت زعامت آیینی شیخ
5 – مشارکت کردهای هر دوسوی مرز ایران و عثمانی در قیام
6 – دیپلماسی فعال شیخ در هنگامه ی قیام با فضای دیپلماتیک بریتانیا – ایران – عثمانی
7 – سخن گفتن از حق تعیین سرنوشت کردها با عناوینی چون « حق انتخاب » ، « اراده ی انتخاب » و ...
8 – به صراحت نام بردن از کردها به عنوان یک ملت
9 – به رسمیت نشناختن مرزهای قراردادی ایران و عثمانی که کردها را در دوسوی مرز قرار می دهد.
10 – سخن گفتن از حق ملت کرد برای تشکیل یک دولت کردی در مکاتبه با سفرای بریتانیا
11 – نگرانی عمیق روسیه و بریتانیا از احتمال پیروزی شیخ عبیدالله و تغییر احتمالی مرزها با تشکیل دولت مستقل کرد.
12 – تداوم نهضت سیاسی کرد ها علیرغم به ثمر نرسیدن قیام مسلحانه و تأثیرگذاری آن بر قیام های بعد از خود که شاید تاریخ نگاران را به این قناعت رسانده باشد که قیام شیخ عبیدالله نهری ، سرآغاز نهضت های کرد ملت باور در قالب مدرن و نوین آن است .
بهزاد خوشحالی/نشریه ی کوردستان/ارگان دانشجویان دانشگاه کردستان
اشاره: نوشتن درباره ی تاریخ سیاسی ملت ها به صورت عام و ملت کرد به ویژه, گرچه کاری سهل می نماید اما ممتنع است.به ویژه در مورد ملت کرد بدین خاطر که به عنوان یک ملت بدون دولت فاقد یک قواره ی سیاسی مشخص هستند و تاریخ سیاسی آنها آمیخته به تاریخ سیاسی دولت های حاکم بر کردستان است.
کردستان به دلیل برخی ویژه گی های منحصر به فرد جغرافیای سیاسی از سرآغاز تاریخ تاکنون محل توجه قدرت های سیاسی_نطامی بین الملل, جایگاه چانه زنی و احیانا-یا بهتر بگوییم-آوردگاه نهایی نیروهای سرنوشت ساز در تاریخ جهان بوده است.مدعای ما برای اثبات این موضوع وقوع بیش از بیست نبرد بزرگ در میان قدرت های منطقه ای,بین المللی و امپراتوریها در اعصار گوناگون بوده است.(ن.گ. کولونیالیسم فرهنگی ملت کرد,بهزاد خوشحالی,۱۳۸۴)
کردستان به دلیل ویژه گی های ژئوسیاسی, مدنی و تاریخی, سرزمینی "شرقی" است و به جهت قرار گرفتن در مرکز خاورمیانه و مرکزیت دوایر متحد المرکز جغرافیای سیاسی(از نگاه ژان گاتمن) از جایگاهی ممتاز در تصمیم سازی ها و تصمیم گیری های منجر به بازدارندگی و اقدام در خاورمیانه و جهان برخوردار است.(اگرچه باید اذعان داشت ملت کرد تاکنون خود در هیچ یک از این اندرکنش ها عنصر عامل نبوده است.). با توجه به این موضوع که وضعیت ملت کرد در خاورمیانه اکنون در روندی قرار گرفته است که تغیییر در معادلات سیاسی_جغرافیایی منطقه را از هر زمان دیگری محتمل تر نموده است و با اهمیت بخشی به نتایج تحلیل استراتژیک "پاول هوبرت"ژئوپلیتسین آمریکایی(ثبات خاورمیانه نه در گرو مساله ی اعراب-اسراییل بلکه در گرو تثبیت مساله ی کردها و چاره یابی نهایی برای آن است.) در چند بخش به بررسی مساله ی کرد از نگاه تاریخ سیاسی می پردازیم.
با توجه به محدودیت های پژوهش در این حوزه و پیچیدگی درونی موضوع, بهتر آن دیدم که بسته ی تاریخی مساله را در بازه ی زمانی۱۵۱۴تا دوران معاصر-یعنی از آغاز تجزیه ی کردستان تا دوره ای که تاریخ سیاسی کردها متغیری به نام احزاب را درون کالبد خود می آفریند- قرار دهم و پس از معرفی نقاط اپتیموم تاریخ سیاسی ملت کرد, به بررسی قیام های سراسری با ماهیت و اهداف استقلال طلبانه بپردازم.
شیوه ی پژوهش:
در این پژوهش با بهره گیری از پنج واژه ی"عمل", "عامل", "عرصه", "وسیله" و "هدف", به بررسی ویژه گی های مورد نظر خواهم پرداخت.
پیشینه
برای ورود به بحث, ابتدا لازم است به برخی نقاط اپتیموم در تاریخ سیاسی ملت کرد پرداخته شود که در این میان, بهتر می نماید مهم ترین پیمان نامه ها و در ادامه قیام های ملت کرد در حوزه ی سرزمینی کردستان به صورت خلاصه آورده شود:
الف: مهم ترین پیمان نامه هایی که مساله ی کرد را تحت تاثیر
خو قرار داده است:
-توافق نامه ی ادریس بدلیسی و سلطان سلیم اول(۱۵۱۴)
-پیمان نامه ی سال های۱۵۵۵,۱۵۵۶,۱۵۹۰
-پیمان نامه ی۱۶۳۹میان سلطان مراد چهارم و امپراتوری صفوییه(تجزیه ی نخست کردستان)
-پیمان ارزروم در سال های۱۸۲۳,۱۸۴۷,۱۸۵۳و...
-پیمان نامه های مرزی سال های ۱۷۲۷,۱۷۳۶,۱۷۴۶و...
این پیمان نامه ها که مهم ترین آنها پیمان نامه ی"زهاب"۱۶۳۹ است, منجر به تجزیه ی کردستان(کردستان عثمانی و کردستان صفوی)و تثبیت این پیمان نامه در قالب سایر پیمان نامه های مرزی میان دو نیروی منطقه ای مسلط بر کردستان شد.
ب:پیمان سایکس_پیکو:
این پیمان که در ۱۹۱۶(۹الی۱۶می) پس از پایان گفتگوهای نمایندگان بریتانیا(مارک سایکس) و فرانسه(جورج پیکو)منعقد شد کردستان تحت سلطه ی عثمانی را به دو منطقه یAوB تقسیم کرد ام در ادامه, دولت روسه به نمایندگی"سازانوف"نیز با آگاهی مفاد مندرج در پیمان نامه, بخشی از کردستان را تحت سلطه ی خود قرار داد. در این پیمان نامه, مناطق کردنشین به این ترتیب تقسیم بندی شدند:
-شمال کردستان(جنوب شرقی ترکیه ی کنونی)تحت حاکمیت روسیه
-جنوب کردستان(حکومت کنونی حریم کردستان, موصل و کرکوک) تحت حاکمیت بریتانیا
-غرب کردستان(سوریه ی کنونی)تحت قیمومیت فرانسه
پ:پیمان سور:
این پیمان نامه در مورخه ی۱۰/۸/۱۹۲۰ میان دول فاتح جنگ جهانی اول و امپراتوری عثمانی در پاریس منعقد شد."ژنرال شریف پاشا" و هیات نمایندگی کرد در جلسات این پیمان نامه حضور داشتند. به موجب این پیمان نامه:
امپراتوری عثمانی تجزیه شد و در بندهای۶۲و۶۳و۶۴ که مستقیما به کردها اختصاص داشت, مقرر شد مساله ی "حق تعیین سرنوشت کرد"ها در یک دوره ی زمانی خاص عملی شود. ای پیمان نامه نخستین سند حقوقی بین المللی در تاریخ ملت کرد است که به مساله ی کردها و حق تعیین سرنوشت ایشان می پردازد.
پیمان لوزان:
این پیمان در تاریخ۲۴/۷/۱۹۲۳میان ترکیه و هم پیمانان جدید منعقد شد. با انعقاد پیمان لوزان, پیمان"سور" عملا اعتبار خود را از دست داد و بنیان های حقوقی بین الملل مساله ی کرد در محاق"الحق لمن غلبت" فروافتاد.
پیمان سعدآباد:
این پیمان در تاریخ۸/۷/۱۹۳۷میان کشورهای ایران,ترکیه,عراق, افغانستان و...منعقد شد. مهم ترین بندی که تاکنون اعتبار این پیمان ناه را پابرجا نگاه داشته است, بند مربوط به توافق دولت های طرف معاهده درباره ی مشروعیت سرکوب کردها و لزوم استرداد بدون قیدوشرط اتباع کرد به هریک از دولت های مدعی است.
از محتوای پیمان نامه های مذکور که بدانها اشاره رفت چنین برمی آید که اهداف دولت های مشارکت کننده و منعقد کننده ی پیمان نامه ها در چارچوبه های کلی زیر خلاصه شده است:
-تجزیه ی کردستان
-فروپاشی امپراتوری عثمانی
-محاصره ی سیاسی-نظامی اتحاد جماهیر شوروی(پیشین)
-بستر سازی برای ایجاد اختلافات ملی و مذهبی در منطقه
-تبدیل مساله ی کرد به اهرم فشار سیاسی بر کشورهای گروه سلطه
-تلاش برای خنثی سازی تمامی طرح های مولد یا تسهیل کننده ی تشکیل کشور مستقل کرد
جنبش ها:
از میان مهم ترین جنبش های ملت کرد علیه گروه سلطه در کردستان, می توان به موارد ذیل اشاره نمود:
الف)۱۹۱۴-۱۸۰۰
-جنبش عبدالرحمان پاشا بابان(سلیمانیه۱۸۰۸-۱۸۰۶)
-جنبش احمد پاشا بابان(سلیمانیه۱۸۱۲)
-جنبش کردهای زازا(سیواس۱۸۲۰)
-جنبش میربدرخان(جزیروبوتان۱۸۴۷-۱۸۲۱)
-قیام محمدپاشا(رواندز۱۸۳۳-۱۸۲۶)
-قیام شنگار(شنگار۱۸۳۳-۱۸۳۰)
-جنبش میرشرف خان بدلیسی(شمال کردستان۱۸۳۴)
-قیام یزدانشیر(شمال کردستان۱۸۳۴)
-جنبش حسین کنعان پاشا و عثمان پاشا(شمال کردستان۱۸۷۹)
-قیام شیخ عبیدالله نهری(۱۸۸۱-۱۸۸۰)
-قیام عشیرت کلهر(کردستان در ایران۱۹۰۵)
-قیام کردهای موصل ارزروم و بدلیس(۱۹۰۷)
-قیام شیخ عبدالسلام بارزانی(بارزان۱۹۱۴-۱۹۰۸)
-قیام ملا سلیم و شهاب الدین(بدلیس۱۹۱۳)
ب)۱۹۳۹-۱۹۱۴
-جنبش شیخ محمود و حکومت کردستان(سلیمانیه و جنوب کردستان۱۹۳۲-۱۹۱۹)
-قیام شیخ سعید پیران(شمال کردستان۱۹۳۴-۱۹۳۱)
-جنبش جعفرسلطان هه ورامان(۱۹۱۴-۱۹۱۲و۱۹۳۰-۱۹۲۹)
-قیام سید رضا درسیمی(شمال کردستان۱۹۳۷)
-قیام ابراهیم خان دلو(کفری۱۹۲۰)
-قیام سمکو(کردستان در ایران۱۹۳۰-۱۹۲۰)
-قیام کریم بگ هه مه وه ند(۱۹۲۲-۱۹۲۱)
-قیام دیاربکر(شمال کردستان۱۹۳۴)
-قیام ایزدی ها(۱۹۳۹)
-قیام ابراهیم هنانو(۱۹۴۵-۱۹۲۵)
-قیام گویان(زاخو۱۹۱۹)
پ)۱۹۴۰تا دوران معاصر
ماهیت این دوران به لحاظ نگرش تاریخی سیاسی به طور کلی متمایز از دوران پیش از ۱۹۳۹ است چراکه از این تاریخ به بعد با ورود و اعلام موجودیت فعال احزاب کردی شکل ساخت جنبش های استقلال طلب ملت کرد در قالب عضویت در احزاب و مقاومت مسلحانه در کنار مبارزه ی سیاسی و جنبش سراسری به رهبری احزاب ساخت می یابد.احزاب از این دوران تاکنون رهبری جنبش های سیاسی-نظامی را متعهد شده اند و نهضت رهایی بخش ملی کرد به تدریج در مجاری واقعی خود قرار گرفته است.
قهڵغانی سهبر
تهرجهمهی قهسیدهیهکی "سهیفی فهرغانی"
فهریدوون ئهرشهدی
مهولانا "سهیفالدین محمد فهرغانی" له سهدهی حهفتهم و ههشتهمی کۆچی و له سهردهمانی دهسهڵاتی" ئیلاخانان و مهغولان"دا، ژیاوه . له زۆربهی شیعرهکانیدا، بهتایبهت قهسهیدهکان، به دیدێکی رهخنهگرانهوه کێشه کۆمهڵایهتیی و سیاسییهکانی زهمانی خۆی باس کردووه. له گهڵ شاعیرانی بهناوبانگی وهکوو "سهعدی شیرازی و هومامی تهبرێزی" ئاشنایهتی و دۆستایهتی ههبووه. ئهم تهرجهمهیهی لهبهر دهستتاندایه، تهرجهمهی قهسیده بهناوبانگهکهیهتی که بهم شێوه دهستپێدهکات:
هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد
هم رونق زمان شما نیز بگذرد
ناوهرۆک و حهقیقهتی شیعرهکهی سهیف، که بهرانبهر دهسهڵاتدارانی ئهو کاتی کۆمهڵگاکهی نووسیویهتی له تهک ههموو سهردهمانێک، بهتایبهت ئهم ئان و ساتهی ئێمه تێدا دهژین، دێتهوه:
ههم مهرگ بهسهر جیهانی ئێوهش دادێ
ههم واده به سهر زهمانی ئێوهش دادێ.
ئاوازی بهسامی کوندهبووی ئهم دهرده
بهم کۆشکی سهر و تهلانی ئێوهش دادێ.
تاڵاوی ئهجهل، که قورگی ههموان دهگرێ
بهو قوڕگ و دهم و ددانی ئێوهش دادێ.
ئهی شیری ستهمتان، وهکوو ڕم باڵا بهرز
کول بوونی دهمی دهبانی ئێوهش دادێ.
چۆن دادی کهسان نهماوه ههرگیز تا سهر
وا دهرفهتی زاڵمانی ئێوهش دادێ.
گهر نهعرهتهکهی شێری وڵاتان خنکا
خنکانی حهپهی سهگانی ئێوهش دادێ.
ههر سوارێ گلا، نهماوه تۆزی ئهسپی
فهوتانی ههرای کهرانی ئێوهش دادێ.
ئهو بایه که زۆر مۆمی مراند لهم دونیا
بۆ سهردهمی مۆم کوژانی ئێوهش دادێ.
کاروانێ نهما لهئهم سهرایهی نهڕوا
وادهی بهسهرا گهڕانی ئێوهش دادێ.
گهر غهڕڕه بهوهن که چارهنووسمان تاره
خهتتێکه، به نێوچهوانی ئێوهش دادێ.
ئهو ساته که پێی، ههلی کهسانت ئهستاند
بۆ سهردهمی ناکهسانی ئێوهش دادێ.
رۆژێک و دوو رۆژن، ههڕهتی پیاو چاکان
ههر پاشی دوو ڕۆژ ، نهمانی ئێوهش دادێ.
قهڵغانه له بۆ تیری جهفاتان سهبرم
تا هێزی دهس و کهمانی ئێوهش دادێ.
ههر ماوهیهکه، گوڵی گوڵستان بۆ کهس
پاییزی گوڵ و گوڵانی ئێوهش دادێ.
پهنگاوهتهوه سهروهت و ماڵتان بۆیه
سێڵاوی بهسهر سهرانی ئێوهش دادێ.
ئهسپاردو به دهس گورگی تهماحت، مێگهل
ههر گورگێ به سهر شوانی ئێوهش دادێ.
گهر فیلی "فهنا"، شاهی "بهقا"ی مۆڵ دابێ
کێوماڵی پیادهکانی ئێوهش دادێ
بهم شیعره "سهیف"، نێوێکی وای بۆ ماوه
ئهوڕۆکه بهسهر زمانی ئێوهش دادێ.