تبليغاتX
گه ر ده نالینم ئه من په ک که وته نیم ****** تیده کوشم بو وه سل تا کوو ده ژیم ♥♥ زاخه ♥♥
نه در رفتن حركت بود
نه درماندن سكوني.

شاخه ها را از ريشه جدايي نبود
و باد سخن چين
با برگ ها رازي چنان نگفت
كه بشايد.

دوشيزه عشق من
مادري بيگانه است
و ستاره پر شتاب
در گذرگاهي مايوس
بر مداري جاودانه مي گردد.شاملو

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  لطیف  | 

كافي نبود و نيست هزاران هزار سال
تا بازگو كند
آن لحظه ي گريخته ي جاودانه را
آن لحظه را كه تنتگ در آغوشم آمدي
آن لحظه را كه تنگ در آغوشت آمدم
در باغ شهر ما
در نور بامداد زمستان شهر ما
 شهري كه زادگاه من و زادگاه توست
شهري به روي خاك
خاكي كه در ميان كواكب ستاره ايست نادرپور

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  لطیف  | 

خون ما
مي شكفد بر برف
اسفندي
خون ما
مي شكفد بر
لاله
خون ما
پيرهن كارگران
خون ما
پيرهن دهقانان
خون ما
پيرهن سربازان
خون ما
پيرهن
خاك
ماست
نم نم باران
با خون ما
شهر آزادي را
 مي سازد
نم نم باران
با خون ما
شهر فرهادها را
سازد
خون ما
پيرهن كارگران
 خون ما
پيرهن دهقانان
خون ما
ييرهن
 سربازان خسرو گلسرخی


 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  لطیف  | 

خواهم آمد سر هر ديواري ميخكي خواهم كاشت
پاي هر پنجره اي شعري خواهم خواند
هر كلاغي را كاجي خواهم داد
 مار را خواهم گفت : چه شكوهي دارد غوك
آشتي خواهم داد
 آشنا خواهم كرد
راه خواهم رفت
 نور خواهم خورد
 دوست خواهم داشت

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  لطیف  | 

درون سينه آهي سرد دارم
رخي پژمرده رنگي زرد دارم
 ندانم عاشقم مستم چه هستم ؟
همي دانم دلي پر درد دارم مشیری
 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  لطیف  | 

مه‌رگی تۆ هه‌ڵوه‌رین بوو
هه‌ڵوه‌رینی ئه‌ستێره‌ی ئاسمانی كورده‌واری
ئه‌ی پێشه‌وا
بیرو هه‌ستت خۆشه‌ویستی و
كوردایه‌تی لێده‌باری
ئه‌ی پێشه‌وا
نه‌وه‌ نه‌وه‌ به‌ره‌و كازیوه‌ی بیرت دێین
له‌ شوێن پێتا نه‌ك هه‌ر گوڵ سه‌رداده‌نێین،
حه مه ی کاکه ره ش
+ نوشته شده در  ساعت   توسط  لطیف  | 

بؤت نووسیوم بؤت بنووسم ئه من چیم
دوندی قه ندیل گؤڕ ه پانی هه ڵگورد نیم
به ره وبه رزایی ده چم ئه گه رچی وردم
خاکی به رپێ تیکوشه ریکی کوردم

هیمن
+ نوشته شده در  ساعت   توسط  لطیف  | 

مرغان آواره -اثررابیندرانات تاگور-حجم۳۶۸ کیلوبایت-نسخه یPDF

مصحح وترجمه ی ع.پاشایی-کتابی تقدیم به همه ی آنانی که پی

آوازحقیقتند(منبع:کتاب پارس تک)

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  لطیف  | 

تماميِ الفاظِ جهان را در اختيار داشتيم و

آن نگفتيم

كه به كار آيد

چراكه تنها يك سخن

يك سخن در ميانه نبود:

ـ آزادي!

ما نگفتيم

تو تصويرش كن!شاملو

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  لطیف  |