تبليغاتX
گه ر ده نالینم ئه من په ک که وته نیم ****** تیده کوشم بو وه سل تا کوو ده ژیم ♥♥ زاخه ♥♥
رؤیای خویش است و بوسه بر لب های خویش
 سرزمین من که در قوس بامدادان
 گل سرخ می نوشد دختر کوچک باران
اقامتگاهم
 ترانه ای ست پیشواز مسافر
 و جاده هایش از رد گام ها عطرآگین
نشانه ی مقصد یا
 ساحره ی گمشدگی
 ژالیزیانا!
شبه جزیره ای با چشمه های شور و شیرین
گوش و گوشواره
 انگشتری و اشاره
تشنگی و گلوبند
 منظره ی خویش است و دسته گل پنجره ی خویش
 در این هوای طناز شعری اگر بسازی
 یاد آور گفت و گوست هنگام عشق بازی
ای سرزمین سایه و روشن
 ظهر معطر من
از تو به تو باز می گردم
 در جست و جوی عطشی که هدیه می دهی
 عطش پناهندگان -
محمد علی سپانلو
+ نوشته شده در  ساعت   توسط  لطیف  |